پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٥ - بخش نخست نگاهى كلى به خط مشى رسالى اهل بيت عليهم السلام
منحصر به فردى گرديد[١].
ولى امت اسلام نتوانست حداكثر بيش از يك دهه در سايه اين تغيير بنيادين باقى بماند و بديهى است كه ده سال به هيچوجه براى رسالتى اعتقادى كه به جهت تعالى نسل معاصر خود قصد تغيير بنيادين دارد كافى نيست تا آن نسل را به بيدارى و رهايى از رسوبات گذشته و دريافت كاملى از دادههاى رسالت جديد برساند و آنان را بدون داشتن رهبر، شايسته سرپرستى و ادامه اين خط رسالى و تحمل مسئوليت خطير اين رسالت آن هم با بصيرت كامل و پشتكار و جديت در ادامه دادن اينروند تغيير و تكامل بنمايد.
منطق رسالتهاى اعتقادى حكم مىكند كه امت براى استمرار سير اعتقادى خود بعد از پيامبر مدت زمانى بيشتر از زمان رسيدنش به سطح ايدهآل را به تمرين آن دستورالعملها بپردازد[٢].
و چون بناى اسلام بر پياده شدن كامل اهداف آن مىباشد ناچار مىبايست پيادهشدنش هم به دست خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد و با طولانى شدن حيات آن حضرت در مدت زمانى مناسب همه شرايط براى يك تربيت فراگير آماده مىشد در غير اين صورت لازم بود تا پياده كردن آن اهداف به جانشينانى همسطح با خود پيامبر كه در زمينه فكر و عمل و عقيده داراى مقام عصمت بوده و از هرگونه خطايى مبرا مىباشند واگذار مىگرديد تا كار تربيت مردم از هرگونه انحراف و لغزشى مصون بماند.
بدينسان منطق تاريخى همه انقلابها حكم مىكرد تا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست آورد خويش را از هرگونه ضعف و لغزشى مصون بدارد و از راه تعيين
[١] . بحث حول الولاية/ ١٥ چاپ دار التعارف.
[٢] . همان/ ٥٩.