پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٧ - عوامل افزايش انحراف در رهبرى اسلامى
حوادثى كه پس از وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به وقوع پيوست دليل محكمى بر اين مدعا است كه آثار آن با تصدى امر رهبرى به وسيله نسلى از مهاجران كه توسط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى اين كار برگزيده نشده، صلاحيت و قابليت آن را نداشتند در كمتر از نيم قرن آشكار گشت.
هنوز بيست و پنج سال از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نگذشته بود كه هزيمت خلافت در برابر ضربات شديدى كه از جانب دشمنان رودرروى اسلام بر آن وارد مىآمد آغاز گرديد، دشمنان توانستند پنهانى به مراكز قدرت نظام نفوذ كرده آن را ناكار آمد ساخته، با كمال وقاحت و به زور رهبرى نظام را تصاحب كرده امت اسلام و نسل پيشگام آن را مجبور به دست كشيدن از رهبرى و شخصيت خود نموده، پيشوايى اسلامى را به حكومتى موروثى تبديل كردند كه جز ناچيز شمردن ارزشها، كشتار بيگناهان، جلوگيرى از حدود الهى، خشكاندن احكام، و بازى باسرنوشت مردم كارى نداشت، در اين شرايط بيتالمال مسلمانان به صورت املاك شخصى قريش درآمده و خلافت به توپى بدل شد تا بچههاى بنى اميّه با آن بازى كنند[١].
عوامل افزايش انحراف در رهبرى اسلامى
امت اسلام پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در راه انقلابى كه او براى مردم و جامعه اسلامى ايجاد كرد با انحراف خطرناكى مواجه شدند، اين انحراف در عرصه سياست و اجتماع- چنانكه طبيعت اشيا حكم مىكند- به مرور زمان رفته رفته توسعه مىيافت تا عميق و عميقتر شود، چراكه شروع انحراف دانهاى را
[١] . همان/ ٦٠- ٦١.