پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٩ - امام سجاد عليه السلام در گستره عقائد و كلام
گرديد كه سرانگشت اشاره همگان به سوى او بوده و همه مسلمانان به او اعتماد داشتند تا جايى كه زهرى مىگويد: تاكنون كسى را از بنىهاشم فقيهتر، و بافضيلتتر از على بن الحسين نيافتم.
خلفاى بنى اميّه هم كه هرگز نبايد به فضيلت كسى كه در سلطنت با آنها كشمكش دارد اعتراف كنند، به فضيلت و برترى امام اعتراف كردهاند تا آنجا كه عبد الملك بن مروان به امام زين العابدين عرض كرده است: خداوند به تو آن قدر از دانش و دين و پرهيزكارى عطا فرموده كه قبل از تو به هيچكس چنين عنايتى نفرموده است، عمر بن عبد العزيز هم او را با دو صفت (سراج الدنيا و جمال الاسلام) چراغ دنيا و زيبايى اسلام توصيف كرده است.
از جمله رواياتى كه درباره قضاوقدر از آن حضرت آمده اين است كه مردى از آن حضرت سؤال كرد: خداوند مرا فداى تو كند آيا مردم به سبب اعمال خود به مصائب گرفتار مىشوند يا به واسطه قضاوقدر؟
امام عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
تقدير الهى و عمل انسان به روح و جسم آدم مانند، روح بدون جسم هيچ حسى نداشته و جسم بدون روح حركتى ندارد، اما چون با هم مىآميزند نيرو گرفته و به كار مىافتند، عمل و تقدير هم اينچنين هستند، اگر تقدير بر عمل انسان حاكم نباشد فرقى ميان خالق و مخلوق نخواهد بود و تقدير الهى بدل به چيزى نامحسوس مىگردد و اگر عمل انسان موافق با تقدير نباشد به وقوع نخواهد پيوست و به منصه ظهور نخواهد رسيد، اين دو با يكديگر همراه هستند و در اين بين خداوند بندگان صالح خود را يارى مىكند.
سپس فرمودند:
بدانيد كه ستمكارترين مردم كسى است كه ستم را از خود دادگرى ببيند اما عدل و