پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٢ - ح - دعاى آن حضرت بعد از نماز شب
بسيار خسته مىنمود تا آنجا كه از شدت ضعف و لاغرى چونان خوشه گندمى باد او را به چپ و راست متمايل مىساخت.
فرزندش عبد اللّه مىگويد: وقتى كه پدرم از نماز شبش فارغ مىشد [از ضعف] به سوى جاى خواب خود مىخزيد[١].
خانواده و دوستان امام عليه السّلام با ديدن خستگى و ضعف بيش از حد ايشان از عبادت، از سر دلسوزى درباره اين موضوع با ايشان صحبت مىكردند، اما ايشان اصرار داشتند كه تا هنگامى كه به پدران پاك خود عليهم السّلام ملحق شوند، همچنان به عبادت شديد خود ادامه دهند، يكى از فرزندان آن حضرت به محضرش عرضه داشت: اى پدر چقدر نماز مىگزاريد فرمودند: از اين عمل محبت پروردگارم را مىجويم[٢].
جابر بن عبد اللّه انصارى به امام عليه السّلام عرض كرد: يا ابن رسول اللّه آيا نمىدانى كه خداوند بهشت را تنها براى شما و دوستداران شما و دوزخ را براى دشمنان شما آفريده است؟ پس اين سعى و خستگى كه خود را به آن وادار مىنمايى از چهروست؟ امام عليه السّلام در پاسخ وى فرمودند:
اى صحابى رسول خدا آيا ندانستهاى كه خداوند تمام گناهان پيامبر را از آغاز تا انتها [به نص كريمه «ليغفر لك اللّه ما تقدم من ذنبك و ما تأخر ...»] بخشيده بود اما او- كه پدر و مادرم فدايش باد- در سعى براى فرمانبردارى و عبادت او كوتاهى نمىكرد و آنقدر عبادت مىكرد تا ساق پايش متورم مىگرديد، همين سؤال از ايشان نيز شد كه مگر نه اين است كه خداوند همه گناهان گذشته و آينده تو را بخشيده است پس اينهمه عبادت براى چيست؟ رسول خدا فرمود: آيا بنده شكرگزارى نباشم؟.
[١] . بحار الأنوار ٤٦/ ٩٩.
[٢] . همان ٤٦/ ٩٩.