پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٦١ - حقوق كارها
١٤. و حق شكمت آن است كه آن را ظرف حرام نكرده و بيش از سيرى نخورى.
١٥. و حق اندام تناسلىات اين است كه آن را از زنا نگهدارى و از ديدهها بپوشانى.
١٦. و حق نماز اين است كه بدانى بار يافتن بدرگاه خداى تعالى است و در نماز پيش خدا ايستادهاى چون اين را به خوبى دانستى چنان بايستى كه شخصى كوچك، آرزومند، خوشحال، اميدوار، ترسان، بيچاره و زار در پيش بزرگوار باوقار و باابهت مىايستد و حضور قلب در آن داشته باشى و آداب و احكام آن را بجا آورى.
١٧. حق حج اين است كه بدانى در آن مهمان پروردگار خويشى و از گناهان خود گريختى و توبهات به واسطه آن پذيرفته است و آنچه خدا بر تو واجب كرده است انجام مىشود.
١٨. حق روزه اين است كه بدانى قفلى است كه خدا به زبان و گوش و چشم و شكم و فرج تو زده تا بدين وسيله تو را از آتش برهاند و چون روزه را وانهى پردهاى كه خدا بر تو كشيده پارهكردهاى.
١٩. حق صدقه اين است كه بدانى صدقه ذخيره تو نزد پروردگار و امانتى است كه نياز به گواه ندارد چون اين را دانستى هرچه پنهانتر باشد اعتماد تو نسبت به آن از آنچه آشكارا به امانتسپارى بيشتر خواهد بود و اينكه بدانى صدقه در دنيا جلوى هربلا و دردى را مىگيرد و در آخرت آتش را از تو دور مىكند.
٢٠. حق قربانى اين است كه در آن تنها رضاى خدا را بجوئى و رضاى خلق را منظور ندارى و منظورت از آن اين باشد كه در معرض رحمت خدا قرار گرفته، روح خود را در روز قيامت نجات دهى.