پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٩ - قيام مدينه
محمد بن ابى سفيان را به امارت مدينه گمارد[١].
عثمان براى اينكه لياقت خود را در اداره مدينه نشان دهد و نيز بتواند كمى دل بزرگان شهر را به دست آورد گروهى از فرزندان مهاجران و انصار را به دمشق فرستاد تا خليفه جوان را از نزديك بينند و از هداياى او بهرهمند گردند ولى هيأت اعزامى در رفتار يزيد چيزهايى ديدند كه بسيار زشت بود.
آنان چون به مدينه بازگشتند آشكارا به شتم و بيان عيبهاى يزيد پرداخته و گفتند: ما از نزد كسى مىآييم كه دين ندارد، شراب مىنوشد، طنبور مىنوازد، كنيزكان در نزد او مىرقصند، سگبازى مىكند و حراميان با او شبنشينى دارند، ما در اينجا اعلام مىكنيم كه او را از خلافت بركنار نموديم.
عبد الله بن حنظله گفت: اگر من جز پسرانم ياورى نيابم خود با پسرانم به جهاد با او برخواهم خواست، يزيد در اين سفر مرا بزرگ داشت و هدايايى به من داد و من فقط به اينجهت كه براى جنگ با او تقويت شوم آن هدايا را قبول كردم.
مردم نيز يزيد را از خلافت خلع كرده و با عبد الله بن حنظله غسيل الملائكه بيعت كردند تا يزيد را از قدرت ساقط كند[٢].
قيام مدينه
تنها دليل آگاهى مردم مدينه از انحراف يزيد، دورى او از اسلام، ستم و سركشى او انتقاد هيأت اعزامى از مدينه نبود آنان ستم يزيد و عمالش بر مملكت اسلام، سختگيرى شديد ايشان و زير پا گذاشتن غير قابل توجيه
[١] . تاريخ طبرى ٥/ ٤٧٩، ٤٨٠.
[٢] . طبرى ٥/ ٤٨٠ و به نقل از آن در الكامل فى التاريخ ٤/ ١٠٣.