پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٤ - احتجاجهاى امام زين العابدين عليه السلام
ائمه اطهار عليه السّلام در فن احتجاج و مناظره برجسته بوده و از اين طريق توانسته بودند بر حريفان خود غلبه كرده و شايستگى علمى خود را به اثبات برسانند بهگونهاى كه هيچ شكى در اينكه آنان از جانب خداوند متعال يارى مىشدهاند باقى نمىماند. چنانكه يكى از دشمنان آنها در توصيفشان گفته است: آنان خاندانى هستند كه از پستان دانش شير نوشيدهاند.
علامه طبرسى تعدادى از احتجاجهاى چهارده معصوم (پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، حضرت زهرا عليها السّلام، و دوازده امام عليهم السّلام) را در كتاب خود به نام «الاحتجاج» جمع كرده است و ما اكنون به بعضى از اين مباحثات اشاره مىكنيم:
١. مردى از اهل بصره، به نزد على بن الحسين عليه السّلام آمده و گفت: اى على بن الحسين جدّت على بن ابى طالب مؤمنان را كشته است، در اين هنگام ناگهان چشمان امام زين العابدين پر از اشك شد و چندان اشك ريخت كه مشت ايشان پر از اشك شد و حضرت آن را بر زمين ريخته فرمودند:
اى برادر بصرى، نه، به خدا سوگند چنين نيست. به خداوند سوگند كه على عليه السّلام نه هيچ مؤمنى را كشته است و نه هيچ مسلمانى، مردم تظاهر به اسلام مىكردند امّا در واقع مسلمان نبودند، آنان كفر خود را پنهان كرده و تظاهر به اسلام مىكردند، هنگامى كه براى اظهار كفر كمككارانى يافتند كفر باطنى خود را اظهار كردند. و ...
صاحبة الجدب و ... مىدانند كه اصحاب جمل، صفين و نهروان توسط پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله لعن شدهاند و دروغگويان زيان ديدند.
در اين هنگام پيرمردى كوفى به آن حضرت گفت: اى على بن الحسين جدت مىگفت: برادران ما بر ما ستم كردند [اهل فتنه را برادر خطاب فرمود].
امام سجاد عليه السّلام فرمودند:
آيا كتاب خدا را نخواندهاى (؛ و به سوى عاد، برادرشان هود را [فرستاديم]) پس قوم عاد مثل خود او بودند كه خداوند هود و ايمانآورندگان را نجات داده و بقيه را با بادى