پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٣ - عوامل تسريع در سقوط دولت اسلام
اينجاست كه مىبينيم نوع عملكرد ائمه عليهم السّلام در عرصههاى مختلف و با تعدد روابط و جوانب و اولويتهايى كه براى آنان، بهعنوان رهبرانى بيدار و باكفايت كه قصد پياده كردن اسلام و حفظ و تضمين جاودانگى آن را براى همه بشريت دارند حائزاهميت بود، به انواع گوناگونى تقسيم مىشود:
ائمه عليهم السّلام مسئول پاسدارى از ميراث گرانسنگ پيامبر عظيم الشأن اسلام صلّى اللّه عليه و آله و ماحصل زحمات طاقتفرساى او بودند كه در اين موارد بروز مىكند:
١. رسالت و شريعتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از جانب خدا آورد كه در كتاب و سنت نمود پيدا كرده است.
٢. امتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله با دستان مبارك خود آنان را ساخته و تربيت نمود.
٣. جامعه سياسى اسلامى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پديد آورد يا دولتى كه پايه ريزى كرده و بنيانهايش را تحكيم نمود.
٤. رهبرى، كه خود بهعنوان نمونه عهدهدار آن شد و از ميان اهل بيت عليهم السّلام پاك خود كسانى را براى به ظهور رسانيدن آن پرورش داد.
اما اگر به دليل ضرورت حفظ جامعه سياسى اسلام و ايمنسازى دولت اسلامى از فروپاشى امكان حفظ و نگهدارى مركز رهبرى حكومت- كه ائمه معصومين از جانب رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى تصدى آن و در ضمن آن تربيت امت انتخاب شده بودند- نبود اولويت با حفظ نظام اسلام بوده و آن بزرگواران تا سرحد امكان و تا جايى كه شرايط و واقعيات موجود در جامعه به آنان اجازه مىداد در راه حفظ دولت اسلامى از خطر فروپاشى تلاش مىكردند.
چراكه سقوط دولت اسلامى به معنى تمام شدن كار و وانهاده شدن امت