پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٢ - عوامل تسريع در سقوط دولت اسلام
عصمت او ايمان مطلق داشته با هدفهاى بزرگ امام زندگى كرده و در عرصههاى حكومتى مدافع خطمشى او بوده و همواره محافظ امورى باشد كه در تحقق مصالحى كه خدا براى امت اسلام مقرر داشته است دخالت دارد.
اما خطمشى اول با حاكميتها و شرايطى كه بر ائمه عليهم السّلام تحميل مىكردند سازگارى داشت و ائمه عليهم السّلام هرگاه شرايط را براى به دست گرفتن حكومت كه خطمشى دوم است مناسب نمىديدند به آن مىپرداختند.
اين وجه از نقش ائمه عليهم السّلام در واقع عمق بخشيدن به رسالت در فكر و روح و سياست امت بود به اين اميد كه بدينوسيله استحكام مناسبى در صفوف آنان ايجاد شود و در صورت سقوط انقلاب مصونيت لازم را در برابر فروپاشى داشته باشند.
اين مهم با ايجاد بنيانهايى زنده و هوشيار در ميان امت و دميدن روح رسالت در آنان و به وجود آوردن علقهاى صادقانه ميان امت و رسالت امكانپذير مىگرديد[١].
حركت در اين دو خط مستلزم حركتى مثبت و فعالانه براى حفظ و حكايت مستمر رسالت، امت و دولت بود. هرچه انحراف شديدتر مىشد ائمه عليهم السّلام تدابير لازم را در برابر آن اتخاذ مىكردند و هرگاه بلايى بر سر عقيده و انقلاب اسلامى فرودمىآمد و حكومتهاى منحرف وقت- به دليل بى كفايتى- از علاج آن عاجز مىماندند ائمه عليهم السّلام مبادرت به ارائه راه حل كرده و امت را از خطراتى كه تهديدشان مىكرد نگاه مىداشتند. آنان جامعه اسلامى را در زمينه عقايد از خطرات نابودكننده حفظ مىكردند[٢].
[١] . اهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف/ ١٣١- ١٣٢ و ١٤٧- ١٤٨.
[٢] . اهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف/ ١٤٤.