پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧١ - حقوق عموم مردم و حقوق اشيا
٣٩. حق رفيق اين است كه با بزرگداشت و انصاف با او مصاحبت نمائى و همچنانكه تو را گرامى مىدارد او را گرامى دارى و بر وى رحمت باشى نه عذاب و توانائى نيست جز به خدا.
٤٠. و اما حق شريك آن است كه اگر غائب باشد از طرف او كارهاى شركت او را انجام دهى و اگر حاضر باشد حق همكارى او را رعايت نمائى، برخلاف او حكم نكنى و بىمشورت او براى خود كار نكنى، مالش را حفظ كنى و در كمى و زيادى به او خيانت نكنى زيرا تا دو شريك به هم خيانت نكردهاند دست خدا با آنها است.
٤١. اما حق مالت اين است كه جز از راه حلال آن را به دست نياورده و در غير مصرف سزاوار مصرفش نكنى و كسى را كه سپاس تو نمىگذارد در آن بر خود مقدم ندارى و در آن به دستور پروردگارت تصرف كنى، در هنگام گشايش حال بدان بخل نورزى كه در اينصورت حسرت خورده و پشيمان، عقوبتبينى، و توانائى نيست جز به خدا.
٤٢. حق بستانكارى كه از تو مطالبه مىكند اين است كه اگر دارى باو بدهى و اگر ندارى او را با گفتار شيرين خشنود كنى و به ملايمت و نرمى او را از خود برانى.
٤٣. حق معاشر اين است كه او را گول نزنى، فريب ندهى و با او نيرنگ نبازى و در كار او از خداى تبارك و تعالى بپرهيزى.
٤٤. و حق كسى كه بر تو اقامه دعوى كرده اين است كه اگر مىدانى دعوايش حق است خودت گواه او شوى، به او ستم نكنى و حقش را بدهى و اگر آنچه گويد باطل و خلاف است با او مدارا كنى و در پاسخش سختى ننمائى و خدا را بخشم نياورى و توانائى جز به خدا نيست.