پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٣ - حقوق عموم مردم و حقوق اشيا
٤٥. و حق كسى كه بر او دعوى دارى اين است كه اگر در دعواى خود بر حقى با او نرم گفتگو كنى و اگر ناحق مىگوئى از خدا بترسى و با توبه ادعايت را ترك كنى.
٤٦. حق كسى كه در كار خود با تو مشورت مىكند اين است كه اگر نظر درستى دارى به او بگويى و اگر نه او را به كسى كه مىداند راهنمايى كنى.
٤٧. حق كسى كه با او شور مىكنى اين است كه اگر برخلاف نظر تو رأى داد به او بدبين نباشى و اگر با يكديگر موافق شديد خدا را شكر كنى.
٤٨. حق كسى كه از تو نصيحتى جويد اين است كه حق نصيحت را نسبت به وى ادا كنى و درباره او دلسوزى و نرمى روا دارى.
٤٩. حق ناصح تو اين است كه نسبت به وى تواضع كرده، به سخنش گوش فرادهى، اگر خوب گويد يا اگر درست نگويد به او رحمت فرستى و بدبين نباشى، و اگر بدانى كه به راه خطا مىرود او را مؤاخذه نكنى مگر اينكه در معرض تهمت و بدبينى باشد كه بايد به كارش اعتنائى نكنى و توانائى نيست جز بخدا.
٥٠. حق بزرگتر اين است كه او را به خاطر سنش احترام گذارى و به جهت پيشگامى در مسلمانى تجليل كنى، با وى در محضر حريفان ستيزه نجوئى و پيشاپيش او راه نروى، در راه رفتن از او جلو نيفتى، او را نادان فرض نكنى و اگر با تو سبكى كرد تحمل كنى و براى اسلام و حرمت پيرى او را محترم شمارى.
٥١. حق كوچكتر اين است كه او را با مهربانى آموزش دهى و از خطاهايش گذشت كنى، عيبش را بپوشانى و با او با مدارا رفتار كرده، يارىاش رسانى.