پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٠ - عوامل تسريع در سقوط دولت اسلام
محو شده و از آن جز خاطرهاى باقى نماند و اين پايان كار اسلام بود[١].
اگر نقش ائمه معصومين را كه وظيفه خطير حراست از انقلاب، دولت، امت و رسالت به عهده آن نهاده شده است ناديده انگاريم سرنوشت منطقى امت اسلام همين بود كه به شرح آن پرداختيم.
نقش ائمه راشدين عليهم السّلام كه منتخب خداوند بوده و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايشان را براى صيانت از اسلام، پياده كردن و تربيت انسان براساس آن، همچنين جلوگيرى از فروپاشى دولت اسلام با نص صريح تعيين كرده بود در دو امر مهم و اساسى خلاصه مىشود:
١. مصونيت دادن به امت در برابر خطر فروپاشى
٢. تلاش براى به دست گرفتن قدرت و رهبرى
همانگونه كه انقلاب اسلام بهعنوان روندى تربيتى داراى سه عنصر بود:
١. مربى ٢. دستورالعمل تربيتى- كه از جانب شرع آمد- ٣. زمينه پياده شدن آن دستورالعمل كه امت باشد[٢].
انحراف نيز كه با تغيير در اين سه عنصر آغاز گرديد، با وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و فقدان يك مربى همطراز به راه افتاد، از ميان رفتن اين عنصر خود باعث نابودى دو عنصر ديگر گرديد چراكه جانشينان پيامبر در رهبرى انقلاب از حيث علم، عصمت، پاكدامنى، قدرت، شجاعت و كمال همتاى او نبوده بلكه افرادى متصدى اين پست شدند كه نه معصوم بوده، نه در حقيقت رسالت ذوب شده بودند، آن هيچ ضمانت اجرايى براى منحرف نشدن امت از خطى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله براى امت ترسيم كرده بود در دست نداشتند، آن هم چنان
[١] . ر. ك: اهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف/ ١٢٧- ١٢٩.
[٢] . اهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف/ ١٢٢.