علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٤ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن
چنان كه ملاحظه مينماييد، محدّث فيض، بيآنكه در ضرورت تأويل حديث ترديدي كند، در تأويل آن سه احتمال ذكر مينمايد: احتمال نخست، به همين وجه «وحي بياني» برميگردد. احتمال دوم مابهالتفاوت ٦٢٣٦ آيه از هفتهزار را مربوط به تفاوت در شمارش و تحديد رؤوس آيات ميداند. احتمال سوم وقوع نسخ تلاوت است، كه برخلاف ديدگاه مشهور عالمان شيعه، مورد پذيرش قاطبه عالمان سنّي است.
نظريۀ نسخ تلاوت نظريهاي بس ضعيف، بلكه سخيف است. از اين رو، عمده عالمان شيعي آن را مردود ميشمارند. و به شدّت، كم طرفدار است. به همين جهت، محدّث فيض نيز آن را به عنوان آخرين احتمال، به عنوان احتمالي ثبوتي، ميآورد. همچنين حمل بر وحي بياني را به عنوان احتمال اوّل ذكر مينمايد.
ذكر گفتار ديگر عالمان و محدّثان را اندكي پس از اين، در ذيل عنوان: «تأويل حديث بر معنايي شامل وحي غير قرآني» ميآوريم.
حمل بر نسخ تلاوت
در همين گفتار ياد شده محدّث فيض آخرين احتمالي كه ذكر ميشود، احتمال وقوع نسخ تلاوت است،[٦٢٢] كه برخلاف ديدگاه مشهور عالمان شيعه، نظريه مورد پذيرش مشهور عالمان سنّي است.
بايد گفت كه نظريۀ نسخ تلاوت، نظريهاي بس ضعيف، بلكه سخيف است. از اين رو، عمده عالمان شيعي آن را مردود ميشمارند. و به شدّت، كمطرفدار است. به همين جهت، محدّث فيض نيز آن را به عنوان آخرين احتمال، به عنوان احتمالي ثبوتي، ميآورد. همچنين حمل بر وحي بياني را به عنوان احتمال اوّل ذكر مينمايد.
تأويل حديث بر معنايي شامل وحي غير قرآني
در اينجا به نقل گفتار شيخ صدوق و محدّث اُرمَوي و جصّاص و نَوَوي ميپردازيم. ليكن ناگزير از بيان دو نكته هستيم. و به اين نكته نيز توجّه ميدهيم كه چون دو مفهوم: «وحي غير قرآني» و «وحي بياني» به منزلۀ جنس و فصل براي هم هستند، از اين رو، نه تنها اثبات وحي غير قرآني، منافاتي با اثبات وحي بياني ندارد، بلكه اثبات آن از سوي هر يك از اين عالمان و محدّثان خود تأييدي بر اثبات وحي بياني خواهد بود. به علاوه، صدوق مقوله «وحي غير قرآني» را در تأويل مفاد حديث هشام آورده است؛ ولي محدّث اُرمَوي، جصّاص و نَوَوي آن را در شرح و تحليل همان احاديث ناظر به وحي غير قرآني آوردهاند، نه حديث هشام يا ديگر احاديث ناظر به وحي بياني.
١. رئيس المحدّثين شيخ صدوق اين وجه را، با باوري استوار، به عنوان تنها وجه تأويل، آورده است. او نخست در باره حجم قرآن كريم ميگويد:
اعتقادنا أنّ القرآن الذي أنزله الله تعالی علی نبيّه٦ هو ما بين الدفّتين، و هو ما في أيدي الناس؛ ليس بأكثر من ذلك... ومن نسب إلينا أنّا نقول إنّه أكثر من ذلك فهو كاذب.[٦٢٣]
[٦٢٢]. همان مصدر، ر.ك: الوافي، ج٩، ص١٧٨١.
[٦٢٣]. الاعتقادات، ص٨٤.