علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٢ - عیسی در روایات الکافی در مقایسه با عیسی در مسیحیت

که در مورد ظهور مهدی آل محمد وجود دارد، در تناقض است.[٧٣٩] علاوه بر این، با توجه به روایات فراوانی که از طریق فریقین آمده که حضرت عیسی همراه حضرت مهدی ظهور مي‌کند.[٧٤٠] احتمال دارد که متن حدیث به صورت «لا مهدی الا عیسی بن مریم معه» باشد که در برخی کتب غیر حدیثی مانند تذکرة الاولیاء از عطار نیشابوری این چنین گزارش شده است. کسانی هم گفته‌اند که معنای حدیث آن است که کسی جز حضرت عیسی بن مریم در مهد (گهواره) سخن نگفته است.[٧٤١]

نتیجه

از آنچه که در این نوشتار دربارة‌ حضرت عیسی٧ در کتاب الکافی و دیگر منابع اسلامی در مقایسه با عیسی در مسیحیت آمد نتایج ذیل حاصل مي‌شود.

١. علاوه بر این که قرآن کریم بارها بر شخصیت ممتاز حضرت عیسی مسیح٧ به عنوان یکی از پیامبران بزرگ الهی تأکید کرده و او را به طور ویژه مؤیّد به روح القدس دانسته، در کتب حدیثی مسلمانان نیز روایات بی‌شماری دربارۀ آن حضرت و اعمال و گفتار ایشان آمده است. شماری از احادیث کتاب الکافی به گوشه‌هایی از شخصیت، زندگی و اعمال و سخنان حضرت عیسی پرداخته که ضمن تأیید برخی آموزه‌های کتب مقدس مسیحیان، در پاره‌ای از موارد هم با آنها مخالفت کرده است.

٢. از آنجا که برخی از مطالب قرآن و روایات در مورد حضرت عیسی٧ در کتب رسمی مسیحیان نیامده است، برخی از مسیحیان آنها را جعلی و افسانه دانسته‌اند.

٣. با توجه به این که هیچ کدام از کتب رسمی مسیحیان تاریخی روشن و قابل اعتماد ندارد، غیر واقعی دانستن مطالب اسلامی در مورد حضرت عیسی، ادعایی بدون دلیل است، بویژه آن که بسیاری از نویسندگان، حتی در میان خود مسیحیان، برخی از عقاید رایج مسیحیت را اسطوره‌ای دانسته‌اند.

٤. بیشتر مطالبی که در قرآن و احادیث دربارۀ حضرت عیسی و معجزات ایشان آمده در کتب خود مسیحیان هم آمده است؛ گرچه امروزه برخی از این کتاب‌ها برای مسیحیان رسمیت ندارد. رسمیت و عدم رسمیت نوشته‌های مسیحی بر پایه تصمیم آباي مسیحی بوده است و به معنای نادرست بودن تمام مطالب در نوشته‌های غیر رسمی نیست.

٥. قرآن کریم، ضمن نقل مطالب مربوط به حضرت عیسی به تصحیح آنچه در کتب رسمی یا غیر رسمی مسیحیان آمده نیز مي‌پردازد که نمونة آن در نقل سخن حضرت عیسی در گهواره ملاحظه مي‌شود. همچنین، متون اسلامی به واقعیت نداشتن گزارش‌هایی پرداخته که مسیحیان عصر نزول قرآن بر آن اجماع داشته‌اند. این امر تأکیدی بر الهی بودن متون اسلامی است ک در بیان حقیقت مرعوب رسمیت داشتن برخی گزارش‌ها نشده است.


[٧٣٩]. ر.ک: تهذیب التهذیب، ج٩، ص١٢٦.

[٧٤٠]. ر.ک: همان.

[٧٤١]. ر.ک: مقدمة ابن خلدون، ج١، ص١٧٨.