علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٦ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن
در فصل دوم نيز سه راهحلّ مورد بحث قرار ميگيرد: ١. تأويل حديث، ٢. درنگ در نسخه حديث،
٣. درنگ در حجّيت حديث.
حديث هشام و شمار آيات
عددشناسان و شمار آيات
در اين باره به بيان پنج مطلب بسنده ميكنيم:
الف. عددشناسان آيات قرآني، و ديگر قرآنپژوهان و مفسّران، هيچ اختلافي در حجم قرآن كريم ندارند؛ اما در شمار آيات برخي سورهها اختلافات ناچيزي به چشم ميخورد كه برخاسته از اختلاف صحابيان در ضبط و حكايت فاصلهها و محلهاي وقف آيات، از قرائات رسول خدا٦ است؛ زيرا صحابه التزام آن حضرت به رعايت وقف در پايان و فاصلههاي آيات را يكي از معيارهاي اصلي در شناخت اواخر آيات محسوب مينمودند؛ به عنوان نمونه، در سوره مائده مرحوم طبرسي ميگويد:
عدد آيها مائتان و ستّ آيات حجازي كوفي و خمس بصري شامي.[٥٧٥]
پس شمار آيات در سوره مائده عددشناسان كوفي و مدني برآناند كه ٢٠٦ آيه است، ولي عددشناسان بصري و حجازي آن را ٢٠٥ آيه ميشمارند. در عدد بصري و شامي Gمُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَF در آيه ٢٩ اعراف را آخر آيه حساب نمودند، ولي ديگران آن را وسط آيه شمردند.[٥٧٦] نيز در سوره اسراء مرحوم طبرسي ميگويد:
عدد آيها مئة و إحدی عشرة كوفي، و عشر آيات في الباقين.[٥٧٧]
پس در سوره اسراء عددشناسان كوفي آن را ١١١ آيه ميدانند، ولي در عدد ديگر عددشناسان (اعمّ از مدني الاوّل، مدني الأخير، مكّي، بصري و شامي) ١١٠ آيه است. در عدد كوفي Gلِلْأَذْقَانِ سُجَّداًF پايان آيه ١٠٧ شمرده شد؛[٥٧٨] حال آن كه در نزد عددشناسان ديگر وسط آيه محسوب ميشود.
ب. آيه به معاني علامت، شبح و سياهي چيزي و به معناي جماعت[٥٧٩] است.[٥٨٠] و در قرآن بيشتر، به معناي علامت آمده است؛ و مقصود از آن، معجزهاي است كه آيت صدق مدّعي منصب الهي، از قبيل نبوّت يا امامت، است.
[٥٧٥]. مجمع البيان، ج٤، ص٦٠٨.
[٥٧٦]. در بيان سرّ اين اختلاف امينالدين طبرسى مىگويد: «اختلافها خمس آيات: GالمصF و Gبَدَأَكُمْ تَعُودُونَF كوفي، Gمُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَF بصرى و شامي، Gضِعْفاً مِنَ النَّارِF و "الحسنى على بني إسرائيل" حجازي» (مجمع البيان، ج٤، ص٦٠٨)
[٥٧٧]. مجمع البيان، ج٦، ص٦٠٧.
[٥٧٨]. ر.ك: همان.
[٥٧٩]. بعيد نيست كه چون جماعت از چشماندازى دور به صورت سياهى و شبح جمعيت جلب نظر مىكنند، بر آنان آيه اطلاق شده باشد.
[٥٨٠]. ابن فارس، پس از آن مادّه «أ ى ى» در اصل به معناى تعمّد مىداند، مىگويد: «يقال: تآيَيتُ، و أصله تعمّدتُ آيته و شخصَه... و قالوا: الآية: العلامة... قال الأصمعي: «جاء القوم آية الرجل: شخصُه». قال الخليل: «خرج القوم بآيتهم: أي بجماعتهم... و منه آية القرآن، جماعة حروف» (معجم مقاييس اللغة، ص١٠١)