علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٢ - مشایخ اجازه در اسناد الکافی

به اين ترتيب، قراين مورد بحث تا كنون بدين شرح قابل تلخيص است:

ـ اشتراك پاره‌اي از نقل‌هاي سهل از بزنطي در الكافي با نقل راويان كتب بزنطي در الكافي.

ـ عدم تقيد كليني به ذكر تمامي نقل‌هاي موازي در كنار هم در همه موارد.

ـ يافتن تعدادي از روايات سهل از بزنطي در الكافي با سندي موازي در ديگر كتب حديثي.

ـ يافتن تعدادي از روايات سهل از بزنطي در الكافي در باقيمانده كتاب النوادر بزنطي.

با توجه به اين قراین و این مطلب مهم ـ که در اصل نقل شفاهی از فردی صاحب کتاب چون بزنطي، بی ‌آن که این نقل در کتب وی مندرج باشد، خود نوعی نشانة ضعف آن نقل محسوب می‌شده است ـ می‌توان سهل بن زیاد را در نقل از بزنطی، شیخ اجازه در نظر گرفت که ضعف احتمالي سهل بن زياد با توجه به وجود طرق موازی فراوان، ضعفی برای این روایات محسوب نمی‌شود.

نمونه‌هايي از مشايخ اجازه

تا كنون، ضمن تبيين روش‌هاي تشخيص مشايخ اجازه، دو شيخ اجازه شناسايي شدند؛ محمد بن الفضيل در نقل كتاب أبوالصباح كناني و سهل بن زياد در نقل كتب بزنطي. با به كار بردن روش‌هاي فوق، مي‌توان موارد ديگري را نيز شناسايي نمود كه در مجموع، ده مورد از نتايج به دست آمده، بدين
شرح است:

١. محمد بن الفضيل در نقل كتاب أبوالصباح الكناني،

٢. سهل بن زياد در نقل كتب بزنطي،

٣. محمد بن سنان در نقل كتب عبدالله بن مسكان،

٤. أبوجميلة مفضل بن صالح در نقل كتب جابر جعفي، حلبي، سعد بن طريف و زيد شحام،

٥. محمد بن ‌الحسن ‌بن ‌شمون، عن عبدالله ‌بن‌ عبدالرحمان الأصم در نقل كتاب مسمع كردين،

٦. علي بن الحديد در نقل كتب جميل بن دراج، مرازم بن حكيم و منصور بن يونس،

٧. صالح بن السندي در نقل كتاب جعفر بن بشير البجلي،

٨. القاسم بن محمد الإصفهاني در نقل كتاب سليمان بن داود المنقري،

٩. جعفر بن محمد بن عبيدالله الأشعري در نقل كتاب عبدالله بن ميمون،

١٠. إبراهيم بن مهزيار در نقل كتب علي بن مهزيار.

نتيجه

با توجه به قراين مذكور دربارة رواج فرهنگ كتبي در بين حديث شيعه، اين مقاله مصاديقي از آن را در تأليف كتاب الكافي نشان مي‌دهد. براي اين منظور، با استفاده از اسناد روايات الكافي، كتب فهرست و ساير مصادر حديثي مشايخ اجازه در بين اسناد الكافي شناسايي شده، پاره‌اي از مصادر تأليف كتاب باز شناخته مي‌شود. از فوايد مهم اين امر، مشخص شدن نقش برخي از روات تضعيف شده در اسناد الكافي و توجه دادن به قراين و شرايطي است كه طبق آنها مي‌توان از ضعف ايشان چشم پوشيد. در اين مقاله نام