علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٩ - عیسی در روایات الکافی در مقایسه با عیسی در مسیحیت
ميیابد.[٧١٧] در روایت دیگری آمده است که حضرت موسی یوشع بن نون را وصی قرار داد و او فرزندان هارون را وصی خود کرد و نه فرزندان خود و نه فرزندان موسی را؛ چرا که این امر به اختیار خداوند است تا هر کس ميخواهد برگزیند. موسی و یوشع به ظهور حضرت عیسی٧ بشارت دادند و هنگامی که عیسی مبعوث شد، به حواریان و پیروانش گفت:
پس از من پیامبری ميآید که نامش احمد است و از فرزندان اسماعیل٧ است؛ او مرا و شما را تصدیق ميکند.[٧١٨]
تمام مواردی که در حدیث بالا بیان شده است، در کتب مقدس یهودی ـ مسیحی نیز یافت ميشود که در اینجا مجالی برای تفصیل آنچه در عهد عتیق آمده نیست. فقط یاد آوری ميشود که در آیه ششم از باب بیست و یکم کتاب اشعیای نبی، از کتب عهد عتیق، با استفاده از دو تعبیر کناییِ «الاغ سوار» و «شتر سوار»، ظهور حضرت عیسی٧ و حضرت محمّد٦ را پیشگویی ميکند. این دو تعبیر، بعداً در ترجمهها دچار تغییراتی شده است. در این کتاب، عبارتِ «کسی که سوار الاغ است»، به «کسانی که سوار بر الاغاند» و عبارت «کسی که سوار بر شتر است»، به «کسانی که سوار بر شترند» تغییر یافتهاند.[٧١٩]
روایات شیعه از تشکیل مجلسی در محضر امام رضا٧ خبر ميدهند که مأمون عباسی به منظور گفتگو و مناظره تشکیل داد. در آن مجلس، علمای بزرگ ادیان و مذاهب از جمله یهود و نصارا شرکت داشتند. امام رضا٧ در این مجلس، خطاب به دانشمند مسیحی، که در آن زمان با عنوان جاثلیق شناخته ميشد، فرمود: آیا از کتاب شعیا اطلاعی داری؟ گفت: حرف تا حرفش را میدانم. گفت: آیا در آنجا این کلام نیست که شعیا در مکاشفة خودش گفت: من آن الاغسوار (یعنی عیسی) را دیدم در حالی که جلبابها و روپوشهایی از نور به خودش گرفته بود، و آن شترسوار را دیدم در حالی که نورش مانند نور قمر میدرخشید؟ گفت: بله، شعیا چنین چیزی گفته است.[٧٢٠] در برخی از منابع اهل سنت نیز به این پیشگویی در کتاب اشعیای نبی اشاره شده است.[٧٢١]
اما بشارت معروف حضرت عیسی به ظهور پیامبر اسلام٦ که در قرآن نیز مورد تصریح قرار گرفته است مربوط ميشود به آنچه که امروزه هم ميتوان آن را در انجیل یوحنا دید. مطابق این انجیل، حضرت عیسی پیروانش را بشارت داد که پس از او فارقلیط مردم را هدایت خواهد کرد. پروفسور نیل رابینسون، دربارۀ اشاره انجيل یوحنّا به پيامبر اسلام، مينويسد:
مطابق این انجيل، «فارقليطِ موعود، [محمد،] مؤمنان را به تمام حقيقت رهنمون ميسازد»، و از آنجا كه قادر به خواندن و نوشتن نيست (اُمّي)، «او از ناحيه خود سخن نميگويد»، يعني تنها آنچه را از طريق وحي ميشنود بيان ميكند.[٧٢٢]
[٧١٧]. ر.ک: الکافی، ج٨، ص٦٢.
[٧١٨]. ر.ک: همان، ج١، ص٤٣٤.
[٧١٩]. الرحلة المدرسیة، ص٩٠.
[٧٢٠]. عیون اخبارالرضا، ج٢، ص١٣٩ ـ ١٥٨.
[٧٢١]. ر.ک: ربیع الابرار فی نصوص الاخبار، ج١، ص٤٥؛ الکشف و البیان فی تفسیر القرآن، ج٧، ص٤٧٤.
[٧٢٢]. يوحنا، ١٣/١٦.