علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٠ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن
مطابق ظاهر روشن آيه، همه مؤمنان، اعمّ از حاضران در زمان نزول وحي و پسينيان، مأمور هستند كه در هر آنچه دچار اختلاف و نزاع شدند، آن را به خداي متعال و رسول خدا٦ ارجاع دهند. همان گونه كه مراد از رجوع به رسول٦، در زمانهاي متأخّر از ظهور و حضور، رجوع به سنّت است، مراد از رجوع به خداي متعال، رجوع به كتاب خداست. لازمه عقلي اين تكليف، تضمين جاودانگي و سلامت كتاب، از هر امر مغاير با حجّيت و مرجعيت آن است. با چنين تضميني از جاودانگي كتاب و سنّت، به عنوان مرجع احراز صحّت و اعتبار براي امور ديگر، احاديثي كه مفادشان با قرآن يا سنّت قطعي، منافات داشته باشد، از حيّز اعتبار ساقط خواهند بود؛ زيرا تعارض ميان كتاب و سنّت با چنين احاديثي از موارد تعارض «ناحجّت» با «حجّت قطعي» شمرده خواهد شد.
٢. انبوه احاديثي كه موافقت يا عدم مخالفت با قرآن را از شروط اعتبار حديث ميشمارند. وضوح و اشتهار اين احاديث ما را از ذكر متون آنها بي نياز ميگرداند.[٦٣٧]
نتيجه
صحيحه هشام، در ظاهر، دلالت دارد، قرآني كه جبرئيل بر رسول خدا٦ نازل كرد، هفده هزار آيه دارد. اين شمارگان با ساير روايات و وجه مورد اجماع عددشناسان آيات قرآني، منافات دارد. بنا بر اين اگر با تحقيق در نُسَخ حديث، نسخه قابل اعتمادي كه رفع مشكل بنمايد، پيدا شود و يا تأويلي صحيح بر آن پيدا شود. مشكل حلّ ميگردد.
از اين رو، حديث هشام به رغم صحّت سندياش، در ظاهر، شاذّ شمرده ميشود و از اعتبار ساقط خواهد بود. درنگ در سند حديث و يا در نسخه حديث را صحيح و در خور اعتماد نديديم، ليكن حديث نصّ در معناي ياد شده نيست و راه تأويل دارد. در تأويل حديث يادشده نيز، معاني سهگانه ذيل به ترتيب مورد بررسي قرار گرفت: الف. حمل بر معناي جامع وحي قرآني و وحي بياني، ب. حمل بر معنايي شامل وحي غير قرآني، ج. حمل بر نسخ تلاوت.
از اين ميان، دو وجه تأويلي اخير، قوي و قابل اعتنا به نظر نميآيد، وجه مناقشات ما نيز به تفصيل بيان شد. مناسبترين شيوه در حلّ مشكل الحديث، حمل بر «وحي بياني» است.
حمل بر معناي جامع وحي قرآني و وحي بياني است. بدين معنا كه مقصود از «القرآن» در حديث «إنّ القرآن إذا جاء به جبرئيل٧ إليمحمّد٦، سبعة عشر ألف آية»، وحي قدسي شامل وحي قرآني و وحي بياني است. تعبير از چنين معنايي به «القرآن» نيز، علاوه بر مجاز تغليب، ميتواند بدين لحاظ باشد كه وحي بياني حاوي بيان تفسير و تأويل قرآن است. بنا بر اين، تعبير از چنين مجموعه قدسي مشتمل بر متن و تبيين قرآن به «القرآن» تعبير مجازي پذيرفتهاي است. نتيجه اين خواهد بود كه شش هزار و دويست و اندي از آن، وحي مُعجِز قرآني باشد و بقيهاش وحي بياني متكفّل تبيين و تأويلِ همان وحي قرآني. وحي قرآني آن، با پشتوانه نقلي قطعي و فوق تواتر، به صورت مصحف شريف گردآمده، ميان
[٦٣٧]. ر.ك: وسائل الشيعة، ج٢٧، ص١٠٦ ب٩، أبواب صفات القاضي.