علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٩ - مشایخ اجازه در اسناد الکافی

می‌گیرند كه طريق دستيابي به كتاب يا اصل راوي اصلي به حساب مي‌آيند. اما، همان گونه که بیان شد، با توجه به معنعن بودن اسناد الکافی در آغاز، راهی براي تمیز این دو نوع از مشایخ وجود ندارد.[٥٢٥] از فواید شناسایی مشایخ اجازه، افزون بر روشن شدن مصادر تألیف کتاب الکافی، می‌توان به تأثیر آن در ارزیابی سندی روایات اشاره نمود. در روش مرسوم ارزیابی سندی، تمامی راويان مورد بررسی رجالی قرار گرفته و ضعيف یا مجهول بودن هر یک منجر به ضعف روایت می‌گردد. اما چنانچه راويان ضعیف یا مجهول در زمره مشایخ اجازه بوده و طریق دستیابی به کتاب یا اصل راوی اصلی به حساب آیند، این امر، به الزام، به ضعف روایت نمی‌انجامد، بلكه در صورتی که با قراینی بتوان به کتاب یا اصل منقول اعتماد نمود، ضعف مشایخ اجازه قابل چشم‌پوشی خواهد بود؛[٥٢٦] از جمله این قراین، مشهور بودنِ اصل یا کتاب و وجود طرق موازی برای نقل آن است.

بدین ترتیب، مسأله اصلی در این مقاله نحوة شناسایی مشایخ اجازه در اسناد الکافی و در پرتو آن، شناسایی برخی از مصادر تألیف این کتاب است.

فرهنگ کتبی در حدیث شیعه

یکی از شاخص‌های ضبط و نقل حدیث در شیعه، تأکید فراوان بر نگارش حدیث و انتقال آن به نسل‌های بعدی با تکیه بر مکتوبات حدیثی بوده است. در برابر، فرهنگ اصلی حدیث اهل تسنّن، تکیه بر حفظ و نقل شفاهی حدیث بوده است. اهل تسنّن تا پايان قرن نخست هجري از كتابت حديث خودداري مي‌كردند.[٥٢٧] نخستين كتابت‌هاي قابل توجه پس از سال ١٢٠ هجري انجام گرفته است.[٥٢٨] در برابر، شواهد فراوانی بر تأکید امامان شیعه: بر نگارش احادیث در دست است.[٥٢٩] از اين رو، تدوین و نگارش حدیث در بین اصحاب رواج داشته است.[٥٣٠] آمادگي اصحاب ائمه: در ثبت في‌المجلس روايات[٥٣١] و شكل‌گيري اصول روايي در دوران ائمه: ـ که شواهد آن در کتب فهرست به یادگار مانده ـ شاهد این مدعاست.[٥٣٢] روشن است که حفظ و ضبط کتبی حدیث، به ویژه اگر در طبقات نخست انجام پذیرد، مزیت مهمی در اصالت و صیانت آن به شمار می‌آید.[٥٣٣] همچنین، در انتقال آن به نسل بعدی نیز، در صورت رعایت برخی شرایط، بسیار دقیق‌تر از انتقال تنها به کمک حافظه خواهد بود. شواهد فراواني براي انتقال كتبي احاديث


[٥٢٥]. پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص٤٧٨.

[٥٢٦]. روضة المتقین، ج١٤، ص٤٠؛ پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص٤٧٩.

[٥٢٧]. علوم الحديث و مصطلحه، ج١، ص٣٣.

[٥٢٨]. در اين باره و نحوه تدوين حديث ر.ك: اضواء علي السنة المحمدية، ص٢٥٨-٢٦٤.

[٥٢٩]. ر.ك: الكافي، ج١، ص٥١، باب رواية الكتب و الحديث و فضل الكتابة و التمسك بالكتب، ح٨ تا ١١؛ بحارالأنوار، ج١، ص١٤٤، باب فضل كتابة الحديث و روايته، ح١، ١١، ١٢، ١٨، ١٩، ٢٧، ٣٥ تا ٤٠، ٤٦، ٤٧.

[٥٣٠]. رجال النجاشي، ص٣، در مقام رد بر اين سخن كه شيعيان پيشينه تأليف و مصنفي نداشته‌اند.

[٥٣١]. رجال الكشي، ص٢٤٣، دربارة زرارة بن أعين و نحوة ضبط احاديث توسط او.

[٥٣٢]. براي فهرستي از اين تأليفات ر.ك: پژوهشي در تاريخ حديث شيعه، ص١٧٨- ١٧٩ و ١٨٣-١٨٧.

[٥٣٣]. الذریعة، ج٢، ص١٢٥-١٢٦.