علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٧ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن

«آيه» در عرف مسلمين، بويژه قرآن‌پژوهان، اصطلاح است، براي مقاطعي از سوره‌ها، با ويژگي‌هاي غالبي: ١. طول و حجمي نزديك به هم، ٢. معناي اسنادي مستقلّ، ٣. فواصل (و سجعي) متناسب به هم.

بنا بر اين، مي‌توان گفت: «آيه» عبارت است، از مجموعه حروف و كلمات كه كمّيت و آغاز و انجام آن توقيفي و متّكي بر وحي است.

ج. گرچه شناخت تعداد و نقاط پاياني آيات، نقشي در دريافت معناي قرآن كريم ندارد، ليكن با اين همه، عدد و نقاط پايان آيات امري مضبوط، منقول و توقيفي محسوب مي‌شود و نه جاي اجتهاد است و نه نيازي به آن دارد.

د. شمارش‌هاي معهود آيات قرآن در اصطلاح قرآن‌پژوهان عبارت اند از: عدد كوفي، بصري، مكّي، مدني الأوّل، مدني الأخير، شامي[٥٨١]. مجموع آيات قرآن در عدد كوفي ٦٢٣٦ آيه و در بصري ٦٢٠٤ آيه، در مكّي ٦٢١٩ آيه، در عدد مدني الأوّل شش‌هزار آيه، در مدني الثاني ٦٢١٤ آيه، و در عدد شامي ٦٢٢٥ يا ٦٢٢٦ آيه است[٥٨٢].

ه‌ . مرحوم طبرسي عدد كوفي را در صحّت و علوّ سند (: قِلّت واسطه) صحيح‌تر از ساير اعداد مي‌داند و آن را هم بدان دليل كه از امير المؤمنين اخذ نمودند، و هم به لحاظ تأييد يافتن آن با روايت منقول از رسول خدا٦،[٥٨٣] اعتمادبخش‌تر مي‌شمارد.[٥٨٤]

تنافي ظاهر صحيحه با شمار آيات

بررسي متن و اِسناد حديث

كليني به تعليق بر اِسنادش نقل مي‌كند از:

عليّ بن الحكم، عن هشام[٥٨٥] بن سالم، عن أبي عبد الله‌٧، قال: «إنّ القرآن إذا جاء به جبرئيل٧ إلی محمّد٦، سبعة عشر ألف آية.[٥٨٦]


[٥٨١]. امين‌الدين طبرسى مى‌گويد: «عدد أهل المدينة منسوب إلی أبي جعفر يزيد بن القعقاع القاري، و شيبة بن نصاح، و هما المدني الأول. وإلی إسماعيل بن جعفر، وهو المدني الأخير... و عدد أهل البصرة منسوب إلی عاصم بن أبي الصباح الجحدري، و أيوب بن المتوكل، لايختلفان إلا في آية واحدة في «ص» قوله: Gفَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُF عدها الجحدري، و تركها أيوب. و عدد أهل مكة منسوب إلی مجاهد بن جبر، و إلی إسماعيل المكي... و عدد أهل الشام منسوب إلی عبد الله بن عامر» (مجمع البيان، ج١، ص٧٧)

[٥٨٢]. ر.ك: الجامع لأحكام القرآن(تفسير القرطبي)، ج١، ص٦٤ ـ ٦٥.

[٥٨٣]. امين‌الدين طبرسى از استاد احمد زاهد با اسنادش از سعيد بن المسيّب از علي بن ابى طالب٧: ... ثمّ قال النبيّ٦: جميع سور القرآن مائة و اربع عشرة سورة؛ و جميع آيات القرآن ستّة آلاف آية و مائتا آية و ستّ و ثلاثون آية» (مجمع البيان، ج١٠، ص٦١٣ ـ ٦١٤)

[٥٨٤]. امين الدين طبرسى: «عدد أهل الكوفة أصحّ الأعداد و أعلاها إسنادا، لأنّه مأخوذ عن أمير المؤمنين علي بن أبي طالب٧ و تعضده الرواية الواردة عن النبي٦...» (مجمع البيان، ج١، ص٧٧).

[٥٨٥]. مرحوم مجلسى در مرآة العقول نسخه «هارون بن مسلم» را به جاى «هشام بن سالم» مطرح كرده و سند را به احتمال «هارون بن مسلم» موثّق دانست و به احتمال «هشام بن سالم» صحيح شمرد. (ر.ك: مرآة العقول، ج١٢، ص٥٢٥) «هارون بن مسلم» همان «هارون بن مسلم بن سعدان» است كه از اصحاب امام هادى و امام عسكرى٧ است؛ اما او از امام صادق٧ بى‌واسطه حديث نقل نمى‌كند. به علاوه، حديث «عليّ بن الحكم» از «هارون بن مسلم» معهود نيست؛ حال آن‌كه از «هشام بن سالم» زياد نقل مى‌كند (ر.ك: معجم رجال الحديث، ج١١، ص٦١٧ ـ ٦١٨).

[٥٨٦]. الكافي، ج٢، ص٦٣٤، ح٢٨.