علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٩

حداقل بخشي از آن قرار گرفتن در نماز را به حداکثر رسانده است؛ ليکن در صورتي که وي به جاي هشت مايلي حرم، در هشتصد مايلي آن و در قطر باشد، چه مي‌شود؟ در آن صورت، تقريباً انحراف او به سمت چپ کمتر از يک پنجم يک درجه خواهد بود؛[٨٨٣] فاصله‌اي چنان اندک که شخص معمولي و بدون ابزارهاي علمي از آن خبردار نخواهد شد.[٨٨٤] کوفه در فاصله‌اي مانند قطر از مکه قرار دارد و در نتيجه، اين حديث با اين معيار نيز معنايي نخواهد داشت؛ هرچند اشکال موضع‌نگارانه و اشکال مثلثاتي از نظر فقهاي امامي پنهان نبود، به نظر مي‌رسد که تنها در دوران صفوي پديدار شد.[٨٨٥]

٤. نجوم

اگر تبيين عمل انحراف به چپ ـ که به وسيله اين حديث به دست داده شده است ـ رهگشا نيست و ديديم که به دو دليل ناکام است، در اين صورت، چه تبيين بديلي مي‌توانيم پيشنهاد کنيم؟ اين حديث به ما مي‌گويد که منبع مشکل در حجاز است، اما ديديم که اين تبيين ما را به جايي نرساند. بنابراين، به جاي آن، اجازه دهيد که اين فرضيه را پيش کشيم که مشکل ممکن است در عراق نهفته باشد.

اگر ما خود را لحظه‌اي به آثار عالماني که تياسر را تأييد کردند، محدود کنيم، در خواهيم يافت که اين موضوع جاي خود را غالباً در کنار گزارش‌هاي نشانه‌هاي نجومي (علامات، اَمارات)[٨٨٦] مي‌يابد که فقهاي امامي منطقه به منطقه را با فراهم آوردن قواعدي ساده براي يافتن قبله فهرست کرده‌اند؛ براي مثال، اين که در عراق شخص بايد ستاره الجَدْي را پشت شانه راست خود داشته باشد.[٨٨٧] از اين رو، در عمده اين آثار، تياسر بي‌درنگ قبل از،[٨٨٨] بلافاصله بعد از،[٨٨٩] و حتي در ميانه بحث[٨٩٠] از اين علایم پديدار مي‌شود. در


[١٨]. اگر زاويه انحراف را × بناميم، در آن صورت ظل يا خط مماس × ٨٠٠\٢= ٠٠٢٥ .٠ خواهد شد که طبق جدول رياضياتي من × بين يک پنجم و يک دهم درجه خواهد بود. به حسابي بهتر، × نسبت به ٣٦٠درجه، معادل ٢ به ٨٠٠××٢ خواهد شد که ارزشي برابر ١٣ .٠ درجه دارد.

[١٩]. با اين حال به نظر مي‌رسد که فاضل هندي آماده است تا موشکافانه‌تر درباره تغييرات ناشي از انحراف تأمل کند (کشف اللثام، ج٣، ص١٤١، س٢٠).

[٢٠]. کرکي، جامع، ج٢، ص٥٧، س٤ (البعد الکثير لا يُؤمَن معه الانحراف الفاحش بالميل اليسير)؛ به همين نحو شهيد ثاني، روضه، ص٥٣٤، س١٣ و ص٥٣٥، س٣؛ عاملي، مدارک، ص١٣٠، س١٥؛ محسن فيض، مفاتيح، ج١، ص١١٣، س١٨؛ مجلسي، ملاذ، ج٣، ص٤٣٧، س١ و ص٤٣٧، س٩؛ احمد نراقي، مستند الشيعه، ج٤، ص١٩٣، س١٩ و مقايسه کنيد با ص١٩١، س٤؛ خوانساري، جامع، ج١، ص٢٦٠، س٤. مجلسي در اثري ديگر اين مسأله را به سبکي موجز طرح مي‌کند (مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٥٣، س٤).

[٢١]. از اين دو اصطلاح، اولي اصطلاحي قرآني است (سورۀ نحل، آيه١٦، آيه‌اي که از راهنمايي ستارگان سخن مي‌گويد).

[٢٢]. براي نمونه، ر.ك: طوسي، جمل، ص٦٢، س٨. رواياتي از ائمه درباره اين نقش ستاره قطبي در دست است (براي مثال،
حر عاملي، وسائل، ج٤، ص٣١٠، فصل ٥).

[٢٣]. بدين ترتيب، مفيد، مقنعه؛ سلار، مراسم؛ طوسي، جمل؛ طوسي، مبسوط؛ کيدري، اصباح. ترتيب يکسان است، ليکن نزد ابن حمزه، وسيله، ترتيب به هم مي‌خورد. صفحات مورد نظر درباره تياسر در منابع گوناگون، پيشتر ذکر شد.

[٢٤]. همچون شاذان بن جبرائيل، ازاحة العلة؛ محقق، شرائع؛ علامه، منتهي؛ علامه، تحرير؛ شهيد اول، دروس؛ محسن فيض، مفاتيح. همين ترتيب نزد محقق به چشم مي‌آيد، المختصر النافع و محقق معتبر، هرچند وي را مخالف تياسر در اين آثار يافته‌ام. ترتيب همان است، ليکن استمرار آن نزد طوسي، نهايه و يحيي بن سعيد، جامع، به هم مي‌خورد.

[٢٥]. علامه، ارشاد؛ علامه، قواعد؛ علامه، ارشاد؛ علامه تلخيص.