علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦١

بعدي، فاضل هندي[٨٩٥] و همچنين نجفي[٨٩٦] به همين سبک از علایم به مثابه تقريب نام مي‌برند. اين مطلب به رساله محقق باز مي‌گردد، ليکن نه محقق و نه کساني که استدلال او را بازگو کردند، نگفتند که تياسر فقط براي تصحيح خطاي جهت کعبه است که زاده اين علایم است. محقق صادقانه تلاش مي‌کرد تا به آموزه‌اي معنا دهد که خودش، حداقل در اين رساله و در بيشتر آثارش، بدان باور نداشت. در اين سياق، با توجه به اين واقعيت که کسي ممکن است با علایم اندکي به خطا رود و با فرض اين ديدگاه که همه حرم قبله است، نکته وي آن بود که معقول است اندکي به سمت چپ جهتي منحرف شويم که علایم نشان مي‌دهند و در نتيجه، احتمال مواجهه با حرم را به حداکثر برسانيم.[٨٩٧] به عبارت ديگر، مشکل علایم، آن نبود که به گونه‌اي منظم بيش از حد به راست تمايل دارند، بلکه فقط آن بود که کاملاً قابل اطمينان نبودند.

اين رويارويي ميان نصير الدين طوسي و محقق فرصتي براي ابراز نظري کلي دربارۀ شيوه عالمان قرون ميانه در بررسي مسأله تياسر فراهم مي‌آورد. اشکالي که طوسي هنگام حضور در درس محقق طرح کرد، به اين شرح است: انديشه انحراف به چپ نامعين است، مگر آن که پيشاپيش شخص جهتي را که مرتبط با جهت چرخش وي است معين کرده باشد. اگر اين جهتْ طرف قبله باشد، در اين صورت، انحراف به چپ نادرست است. اگر هم جهت همچنان نامعين باشد، در اين صورت مفهوم چرخش به سمت معنايي ندارد.[٨٩٨] محقق همان وقت پاسخ داد، ليکن ممکن است از پاسخش کاملاً خشنود نشده باشد، زيرا بعدها رساله مختصري براي طوسي در اين موضوع نوشت. اين رساله در کتاب فقهي که عالمي در قرن بعد آن را نوشت، حفظ شده است.[٨٩٩] نيازي نداريم که وارد جزئيات استدلال محقق شويم. مسأله آن است که رهيافت هر دو طرف کاملاً مباحثه‌اي و فقهي است و به هيچ روي تاريخي نيست. همان گونه که بعدها مجلسي اظهار داشت، محقق با همه دقت بحثي خود، موفق به حل مشکل اصلي نشد.[٩٠٠]


[٣٠]. ر.ك: فاضل هندي، کشف اللثام، ج٣، ص١٤٦، س١٦ (فالمانع أن العلامه تقريبيهً، لا تحقيقيه، فاذا اريد التحقيق، لزم التياسر او استحب).

[٣١]. نجفي، جواهر، ج٧، ص٣٧٤، س١٠ (العلامه التقريبيه)، ص٣٧٧، س١٣ (تقريبيه العلامه).

[٣٢]. محقق، رساله‌اي درباره تياسر، به نقل ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٥، س١٠ (فالتياسر حينئذ استظهار في مقابله الحرم)، و نيز ر.ك: ص٣١٥، س١٣. براي متني بهتر درباره کل اين عبارت، ر.ك: محقق، رسائل، ص٣٣٠، س٦.

[٣٣]. اصل متن به اين صورت است: الامر بالتياسر لاهل العراق لا يتحقق معناه لأنّ التياسر امر اضافي لا يتحقق الا بالاضافه الي صاحب يسار متوجه الي جهه؛ و حينئذ اما أن تکون الجهه محصلاً و اما أن لا تکون؛ و يلزم من الاول التياسر اما وجب التياسر اليه، و هو خلاف مدلول الآيه، و من الثاني عدم امکان التياسر، إذ تحققه موقوف علي تحقق الجهه التي يتياسر عنها (محقق، رساله درباره تياسر، به نقل ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٢، س١٦؛ در نسخه مصحح استادي به جاي «بالاضافه» «باضافته» آمده است (محقق، رسائل، ص٣٢٧، س٧). آيه‌ مورد بحث يا سورۀ بقره، آيۀ ١٤٤ است يا سورۀ بقره، آيۀ١٥٠. براي روايت نسبتاً متفاوتي از اين معضل، ر.ك: افندي، رياض، ج١، ص١٠٣، س١٤.

[٣٤]. محقق، رساله‌اي درباره تياسر، به نقل ابن‌فهد، مهذب، ج١، ٣١٢- ١٧. مدت‌ها پيش مصحح چاپ سنگي روض الجنان شهيد ثاني ، بي‌نا، ١٣٠٣، اين رساله را همراه آن منتشر کرده است که به چاپ مجدد آن دست يافته‌ام (اين رساله يک برگي بين تقريباً صفحات ١٩٩ و ٢٠٠ واقع شده است که برابرِ ويراست امروزي روض الجنان شهيد ثاني، ص٣٥٦، س١٨ است؛ و نيز ر.ك: يادداشت مصحح در انتهاي آخرين صفحه چاپ سنگي، سمت راست). اين اواخر به وسيله استادي تصحيح شده است (محقق، رسائل، ص٣٣٢-٣٢٧) و به تنهايي نيز چاپ شده است (محقق حلي، رساله تياسر القبله، بي‌نا، بي‌تا).

[٣٥]. مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٥٣، س١٢ (و هو رحمه الله و إن بلغ في المجادله و اتمام ما حوله، لما ينفع في حل عمده الاشکال).