علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٥
به مشکل بر ميخورد، زيرا پيش از علي ساخته شده است،[٩١٦] و ديوار قبله و محرابش ـ که به محراب اميرالمؤمنين معروف است ـ به سمت راست متمايل است و (فيهما تيامُن). شولستاني اين مسأله را گيجکننده ميداند و اين حيراني در مقايسه مسجد با مرقد علي در نجف ـ که بسيار به سمت چپ متمايل است ـ افزايش مييابد. وي چنين استنباط کرد که مرقد به دست کسي جز امام معصوم بنا نهاده شده است که معتقد بوده است، بايد به سمت چپ متمايل باشد.[٩١٧] در نتيجه، شولستاني در مرقد علي به سمت راست منحرف ميشد و در مسجد کوفه به سمت چپ؛ زيرا هرچند ثابت شده است که علي در مسجد نماز ميخواند، ليکن اين نکته ثابت نشده است که وي به صورت مستقيم و بدون تيامن و تياسر نماز خوانده باشد. نيز در ميانه ديوار قبله، محراب متروک بزرگي وجود داشت که مردم به سوي آن نماز نميخواندند،[٩١٨] و اين محراب نه به محراب علي معروف بود و نه به محراب پيامبر يا امام ديگري. چون مسجد ويران شد و ستونهاي موجود در آن فرريخت و فرش اصلي[٩١٩] آن با سنگ و خاک پوشيده شد، وزير بزرگ ميرزا تقي الدين محمد; در پي پاکسازي مسجد از پلشتيهاي موجود در آن و ساختن جانب قبله مسجد بر آمد. پس خاک و سنگهاي ريخته در حيات (صحن) را تا کف اصلي (الي الفرش الاصلي)[٩٢٠] برداشت و آنجا را پاک ساخت و دو دکه موجود در جهت شرق و غرب را درست کرد، آنگاه، آشکار شد که محراب و باب معروف به محراب و باب امير المؤمنين به کف اصلي متصل نبودند، بلکه تقريباً به اندازه دو ذرع (ذراعين)، حدود يک متر، بالاتر قرار داشتند،[٩٢١] و محراب متروکي که در وسط ديوار قبله بود، متصل و بدان در پيوسته بود. همچنين در بزرگي نزديک آن پديدار شد که بدان متصل بود و در امتداد ديوار قبله، از اول تا آخرش ستونها و درگاههايي (اسطوانات و صُفَّات)[٩٢٢] ديده شد. وزير بزرگ بر آن عمارت خود را بنا کرد و کنار آن محراب صفه بزرگي دو برابر صفههاي پيرامونش بود که ميان آنها
[٥١]. مقصود پيش از خلافت علي در عراق است (٤٠-٣٥/ ٦١-٦٥٦).
[٥٢]. وي ميگويد: و حملته علي انّه کان بناهُ غير الامام المعصوم من القائلين بالتياسر (مجلسي، بحار، ج١٠٠، ص٤٣١، س١٣). من فکر ميکنم که من القائلين بالتياسر منطبق بر غير معصوم است، نه معصوم.
[٥٣]. مجلسي در خلاصه خود ميگويد: ظهر محراب قديم في وسط المسجد منحرفاً عن بناء المسجد الي اليسار (ملاذ، ج٣، ص٤٣٨، س١١). مجلسي در توصيف محراب به تمايل به چپ، بايد انتظار اطلاعاتي از تزيين محراب داشته باشد که پس از آن شولستاني به دست دهد، با اين حال شولستاني اشارهاي در اين باره نميکند که ديوارهاي واقعي محراب در جهتي متفاوت از بخشهاي ديگر مسجد ساخته شده باشد، مطلبي که در حد دانستههاي من، در ايران نامتعارف نيست.
[٥٤]. لَين فرش الدار را به معناي «خانه را فرش کرد»، يا «خانه را با خشت پخته، يا سنگهاي نازک و پهن فرش کرد»، ميگيرد (فرهنگ لغت، ٢٣٧٠الف). سرِ نخ خود را از اينجا گرفتهام.
[٥٥]. اشاره به بازسازي مسجد کوفه به فرمان شاه صفي الدين اول (حکومت ٥٢-١٠٣٨/ ٤٢-١٦٢٩) است. صفويان بر عراق به مدت چند سال از ١٠٣٣/ ١٦٢٩ تا زماني که آن را در ١٠٤٨/ ١٦٣٨ به عثماني بازپس دادند، بر اين کشور حکم راندند. ميرزا تقيالدين محمد، که به سارو تقي معروفتر است، از ١٠٤٤/ ١٦٣٨ وزير اعظم بود (رتلباخ، ايران در حکومت شاه صفي، ص١٧٢ و ٣٤٦، ش٣٤٦) و در ١٠٥٥/ ١٦٤٥ به قتل رسيد (رومر، دوران صفوي، در تاريخ ايران کيمبريج، ج٦، ص٢٩٣).
[٥٦]. در اين مورد از کرسول تبعيت کردهام که ذرع [cubit] را ٨ .٥١ سانتيمتر ميداند (معماري اوليه مسلمانان، ويراست دوم، ج١، ص٤٦). مقايسه کنيد با گزارش کرسول مبني بر اين که حفاري صورت گرفته در طرف مسجد فعلي نشان داد که «شمعهاي نيمدايرهاي پشتيبان ديوار مسجد فعلي حدود دو متر در زمين فرورفته بودند و در آن نقطه آجري ديده شد که براي تقويت شمعهاي نيمدايرهاي پشتيبان ديوار گذاشته شده بود و اندازه آن اندکي با آجرهاي مسجد قبلي متفاوت بود. من نتيجه ميگيرم که متعلق به زياد است» (معماري اوليه مسلمانان، ويراست دوم، ج١، ص٤٨).
[٥٧]. ترجمه صُفّات را به درگاهي [bays] مديون اولِگ گرابر هستم.