علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٥ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن
سپس براي اثبات مصونيت قرآن از هرگونه تحريفي، دلايل و شواهد متعدّد و متقني ميآورد.
و در ادامه، با اشاره به حديث هشام و در تأويل آن ميگويد:
بل نقول: إنّه قد نزل الوحی الذي ليس بقرآن، ما لو جمع إلی القرآن لكان مبلغه مقدار سبعة عشر ألف آية. و ذلك مثل قول جبرئيل للنبي٦...[٦٢٤]
سپس ميگويد:
و مثل هذا كثير، كلّه وحي ليس بقرآن، و لو كان قرآنا لكان مقروناً به، و موصولاً إليه غير مفصول عنه... .[٦٢٥]
روشني بيان صدوق در وجه تأويل حديث، ما را از توضيح گفتارش بينياز ميسازد. در ملاحظه گفتار صدوق به سه نكته توجّه ميدهيم:
الف. صدوق در گفتارش واژۀ «القرآن» در صحيحه هشام را به معناي «الوحي الذي ليس بقرآن» و «وحي ليس بقرآن» گرفته است؛ حال آيا مقصود او از «وحي ليس بقرآن» همان وحي بياني است كه قرآن نيست، ولي تبيينگر قرآن است كه از سوي خداي متعال نازل ميگردد؟ يا معنايي اعمّ از وحي بياني و وحي قدسي غير مبيّن قرآن كريم مقصود است؟ اگر مقصود او تنها همان وحي بياني در كنار وحي قرآني باشد، سخني روشن و استوار است؛ ولي چنانچه مقصودش معناي وحي قدسي غير قرآني باشد ـ كه اعمّ از وحي بياني است ـ گفتارش خلاف ظاهر است؛ زيرا در عين درستي گفتارش، تنها اشكال تفسير شيء به اعمّ از مفادش متوجّه آن ميگردد. گرچه از ظاهر حال چنين برميآيد كه صدوق در پي تعيين دقيق حدود و ثغور اين مقوله نبوده و تنها ميخواست با ذكر معناي صحيحي حديث مزبور را از لغزشگاه خسارتبار تنافي مفاد حديث با حقيقت خلاف قرآن و سنّت و عقل و يقينيات تاريخي بيرون آورد؛ به گونهاي كه اگر تفاصيل اين چند معنا بر وي عرضه ميشد، همان معناي وحي بياني
را برگزيند.
ب. مواردي را كه صدوق با عبارت «مثل قوله:... » آورده، همگي از قبيل همان گونهها و مواردي است كه عالمان و محدّثان سنّي بيشتر از آن به نسخ التلاوةياد ميكنند.
[٦٢٤]. مرحوم صدوق١ در اينجا نمونههايى از احاديث غير قرآنى را نقل مىكند؛ از جمله: «مثل قول جبرئيل للنبي٦: إن الله تعالى يقول لك: يا محمد، دار خلقي». و مثل قوله: «اتق شحناء الناس و عداوتهم». ومثل قوله: «عش ما شئت فإنك ميّت، و أحبب ما شئت فإنك مفارقه، و اعمل ما شئت فإنك ملاقيه. و شرف المؤن صلاته بالليل، و عزه كف الاذى عن الناس». و مثل قول النبي٦: «ما زال جبرئيل يوصيني بالسواك حتّى خفت أن أدرد و أحفر، و ما زال يوصيني بالجار حتى ظننت أنه سيورثه، و ما زال يوصيني بالمرأة حتى ظننت أنه لا ينبغي طلاقها، و ما زال يوصيني بالمملوك حتى ظننت أنه سيضرب له أجلا يعتق به». و مثل قول جبرئيل٧ للنبي٦ حين فرغ من غزوة الخندق: «يا محمد! إن الله يأمرك أن لا تصلي العصر إلا ببني قريظة». ومثل قوله٦: «أمرني ربي بمداراة الناس كما أمرني بأداء الفرائض». و مثل قوله٦: «إنا معاشر الانبياء أمرنا أن لا نكلم الناس إلا بمقدار عقولهم». و مثل قوله٦: «إن جبرئيل أتاني من قبل ربي بأمر قرّت به عيني، و فرح به صدري و قلبي، يقول: إن عليا أمير المؤمنين، و قائد الغر المحجلين». و مثل قوله٦: «نزل علي جبرئيل فقال: يا محمد! إن الله تعالى قد زوج فاطمة عليا من فوق عرشه، و أشهد على ذلك خيار ملائكته، فزوجها منه في الارض، و أشهد على ذلك خيار اُمّتك».
[٦٢٥]. الاعتقادات، ص٨٤.