علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢ - جامعنويسان پيش از كليني

إلي النبي٦، كتاب الجمل، كتاب الصفّين، كتاب النهروان، كتاب الغارات. جامع او را احمد بن محمّد بن سعيد همداني، مشهور به ابن عقده (م ٣٣٣ ق) روايت كرده است.[١٥٠]

٢١. الجامع في الفقه، علي بن محمّد بن شيرةالقاساني، فقيه و محدّث از اصحاب و امام هادي٧.[١٥١] به گفته نجاشي، وي فقيهي پر نقل و فردي فاضل بوده است؛ ولي احمد بن محمّد بن عيسي، بر او خرده گرفته و گفته است كه سخنان و عقايد منكري را از او شنيده است. شيخ طوسي نيز او را تضعيف كرده است؛[١٥٢] ولي نجاشي مي‌گويد:

در كتاب‌هاي او آنچه دلالت بر صحّت و درستي اين اتّهام كند، وجود ندارد![١٥٣]

او داراي كتابي كبير با عنوان الجامع في الفقه بوده و كتاب الصلاة، كتاب الحج، كتاب التأديب از ديگر آثار اوست.[١٥٤]

٢٢. الفقه المكمّل، ابو سمينه محمّد بن علي بن ابراهيم بن موسي ابي جعفر القرشي الصيرفي. اين اثر، مشتمل بر سي كتاب است[١٥٥] و در آن، نشانه‌هاي غلو و تخليط يافت مي‌شود.[١٥٦] رجال‌شناسان، وي را فاسد العقيده و ضعيف قلمداد مي‌كردند[١٥٧] و حديثش را نمي‌نگاشتند.[١٥٨] افزون بر آن، وي در كوفه به دروغ‌پردازي مشهور بوده و سپس به غلو، اشتهار يافته و از همين رو، به دستور احمد بن محمّد بن عيسي، وي را از قم بيرون كردند.[١٥٩] چون مسلّم است كه احمد بن محمّد بن عيسي، از اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادي: بوده،[١٦٠] به قرينه مي‌توان دريافت كه شايد ابوسمينه نيز در همان عصر مي‌زيسته است.

٢٣. الجامع في الفقه، حسن بن زيد بن محمّد، ملقّب به «امام الداعي الي الحق» (م ٢٧٠ ق). وي از دانشمندان فرقه زيديه بوده و در ميانه سال‌هاي ٢٥٠ تا ٢٧٠ هجري، بر طبرستان حكومت مي‌كرده و در همان جا درگذشته است. آن گونه كه در كتب تراجم آمده، گويا وي مؤسّس دولت علوي مستقل در ديار طبرستان و ديلم بوده است.[١٦١] همچنين، وي را از كساني برشمرده‌اند كه در اعتلاي شعاير مذهب تشيّع


[١٥٠]. رجال النجاشي، ص٤١٨.

[١٥١]. نقد الرجال، ج٣، ص٢٧٢؛ معجم رجال الحديث، ج١٣، ص٦٥.

[١٥٢]. رجال الطوسي، ص٣٨٨.

[١٥٣]. رجال النجاشي، ص٢٥٥.

[١٥٤]. همان.

[١٥٥]. الذريعة، ج١٦، ص٢٩٧.

[١٥٦]. الفهرست، طوسي، ص٢٢٣.

[١٥٧]. رجال النجاشي، ص٣٣٣.

[١٥٨]. خلاصة الأقوال، ص٣٩٨.

[١٥٩]. رجال النجاشي، ص٣٣٣.

[١٦٠]. رجال الطوسي، ص٣٥١، ٣٧٣ و ٣٨٣.

[١٦١]. أعيان الشيعة، ج٥، ص٨٢.