علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٠ - روش ملا صالح مازندرانی در شرح احادیث الکافی

...عن أبي بصير، عن أبي عبدالله٧ قال: قلت له: Gاتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِن دُونِ اللّـهِF،[٨٠٥] فقال: أما و الله ما دعوهم إلی عبادة أنفسهم و لو دعوهم ما أجابوهم و لكن حرموا عليهم حلالاً، فعبدوهم من حيث لايشعرون؛[٨٠٦]

ابوبصير گويد: از امام صادق٧ درباره اين آيه پرسيدم: «دانشمندان و راهبان را به جاي خدا به الوهيت پذيرفتند». فرمود: به خدا سوگند، دانشمندان و راهبان، مردم را به پرستش خويش فرانخواندند. اگر فرامي‌خواندند، آنها نمي‌پذيرفتند؛ ولي حرام را براي آنها حلال و حلال را برايشان حرام كردند و مردم ندانسته، آنها را می‌پرستیدند.

ملا صالح در توضيح عبارت «من حيث لايشعرون» چنين مي‌نويسد:

اين عبادت درحقيقت، عبادت آنهاست؛ زيرا مقصود آنها، واضع آن احكام و آمر به آنهاست. گمان نمودند كه بايد تقليد نمايند و در امر دين نيانديشند. واضع و آمر حقيقي خداست؛ در حالي كه عبادت آنها به رهبان و احبار باز مي‌گردد. پيروي و پذيرش اوامر و نواهي آنها، در واقع، عبادت آنهاست؛ زيرا كسي كه به ندايي غير از نداي الهي گوش سپرد و آنها را پيروي كند
و به آن خشنود گردد، او را عبادت نموده است. از اين رو، خداوند، متابعت وسوسه‌هاي شيطاني را عبادت او برشمرد و مي‌فرمايد: Gأَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ
عَدُوٌ مُّبِينٌ
F[٨٠٧]

و ابراهيم٧ فرمود: Gيَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَF[٨٠٨].[٨٠٩]

٤. استناد به سایر روايات

ملا صالح در تأييد روايات الكافي به ساير روايات استناد مي‌كند. او در سراسر شرح خود از اين روش بسيار بهره مي‌جويد.

در سخن امام كاظم٧ خطاب به هشام چنين آمده است:

و من لم يعقل عن الله لم يعقد قلبه علی معرفة ثابتة يبصرها و يجد حقيقتها في قلبه؛[٨١٠]

كسي كه از جانب خدا خرد نيايد، دلش بر شناختي استوار گره نخورد كه به آن بينا گردد و حقيقتش را در دل دريابد.

شارح در توضيح اين عبارت چنين مي‌نويسد:

كسي كه علم خود را از جانب خداوند دريافت نكند، ايمان او ثابت و علم او باقي نيست؛ زيرا آن دو به كوچك‌ترين شبهه‌اي زدوده مي‌شوند؛ برخلاف كسي كه علم خود را از خدا دريافت كند؛


[٨٠٥]. سورۀ توبه، آيۀ ٣١.

[٨٠٦]. الکافی، ج١، ص٥٣.

[٨٠٧]. سورۀ يس، آيۀ ٦٠.

[٨٠٨]. سورۀ مريم، آيۀ ٤٤.

[٨٠٩]. شرح الکافی، ج٢، ص٢٧٦.

[٨١٠]. الکافی، ج١، ص١٨؛ شرح الکافی، ج١، ص٢٢٢.