علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٣
مسأله آن است که اگر ما از قرار معلوم از عراق،[٨٥٧] يا به طور مشخصتر از کوفه،[٨٥٨] به کعبه رو کنيم، در آن صورت، محدوده حرم به سمت چپ دو برابر سمت راست گسترش پيدا ميکند. بنابراين، اگر ما بخواهيم احتمال مواجهه خود با بخشي از حرم را به نهايت برسانيم،[٨٥٩] در اين صورت، بهتر است که متوجه سمت چپ کعبه شويم تا سمت راست آن؛ به تعبير ديگر، ما قصد ميانه حرم را ميکنيم.[٨٦٠]
اين تبيين در تصور نامتعارفي از قبله ريشه دارد. در سياق اين احاديث، قبله همان کعبه نيست، بلکه بيشترْ حرم به مثابه کل آن است. همچنين، اين انديشه در احاديث منقول از [امام] جعفر صادق پديدار ميشود؛ براي مثال: «خداوند کعبه را قبله مردم مسجد قرار داد، مسجد را قبله مردم حرم قرار داد، و حرم را قبله مردم عالم قرار داد».[٨٦١] در اينجا مسجد، همان مسجد الحرام است که کعبه در ميانه آن قرار دارد، و حرم، منطقه گستردهتر متبرک پيرامون مکه است. بنابراين، اگر ما بيرون از اين منطقه باشيم، همه حرمْ قبله ما خواهد بود. ميتوانيم اين آموزه را قبلههاي جايگزين، يا صرفاً جايگزيني (nesting) بناميم، که با ديدگاه معيار که قبله را يا فقط خود کعبه ميداند يا، براي کساني که دور هستند، جهت کعبه قلمداد ميکند، مغايرت دارد؛ ميتوانيم اين ديدگاه را ديدگاه کعبهگرا (Ka’batist) بخوانيم. بيشتر آموزه جايگزيني تصوري امامي است؛ هرچند منحصراً چنين نيست.[٨٦٢]
[٨٥٧]. محسن فيض در توضيح خود بر حديث طولانيتر تعبير «اصحاب» به کار رفته در حديث را با مردم عراق يکي ميداند (وافي، ج٥، ص٥٤٣، س٨).
[٨٥٨]. همان گونه که شهيد اول خاطر نشان ساخته است، مفضل اهل کوفه و بيشتر ناقلان حديث امامان، عراقي بودند (ذکري، ج٣، ص١٨٥، س١١).
[٨٥٩]. در اينجا به زبان احتمال سخن گفتم، ليکن تا جايي که ميدانم، نخستين کسي که صريحاً اين مسأله را بيان کرد، کاشف الغطا بود: (فالميل الي اليسار ابعد عن احتمال الخروج عن الحدود (کشف، ج٣، ص١٠٤، س٨).
[٨٦٠]. به نظر ميرسد هنگامي که عالمان در عبارات خود از «توسط» نام ميبرند، مقصودشان همين مطلب است (ابن فهد، مهذّب، ج١، ص٣١٧، س١٢؛ محسن فيض، وافي، ج٥، ص٥٤١، س١؛ نجفي، جواهر، ج٧، ص٣٧٧، س٥؛ و قس: شهيد ثاني، مسالک، ج١، ص١٥٥، س١٦: ليتوسطوا الحرم). در رساله محقق درباره تياسر که ابن فهد آن را در مهذب، ج١، ص٣١٥، س١٩، شرح کرده است، اين عبارت را مييابيم: إن اريد بالتياسر، وسط الحرم. در رسالههاي محقق چاپ شده به وسيله استادي، در اينجا تعبير توسط به کار رفته است (محقق، رسائل، ص٣٣٠، س١٧).
[٨٦١]. طوسي، تهذيب، ج٢، ص٤٤، ش١٣٩؛ ابن بابويه، فقيه، ج١، ص١٧٧، ش٨٤١. براي ديدن احاديث مشابهي از جعفر صادق، ر.ك: طوسي، تهذيب، ج٢، ص٤٤، ش١٤٠؛ ابن بابويه، عِلل، ص٣١٨، باب٣، ش٢. حديث آخري چنين است: «خانه (يعني کعبه) قبله مسجد است، مسجد قبله مکه است، مکه قبله حرم است، و حرم قبله عالم است».
[٨٦٢]. براي ديدن نمونه سني احاديث گوياي جايگزيني منسوب به پيامبر، ر.ك: بيهقي، السنن الکبري، ج٢، ص١٠، س١ (بيهقي
اين احاديث را بياعتبار ميشمارد)؛ همچنين ر.ك: ازرقي، اخبار مکه، ج٢، ص١٩، س٥؛ کينگ، جهان ـ نقشهها، ص٤٧؛ و دائرة المعارف اسلام، ويراست دوم، مدخل «مکه»، ص١٨١ الف (دي. اي. کينگ). بروجردي از اين واقعيت که اين حديث از سوي اهل سنت نقل شده است، استفاده ميکند تا حديث جايگزيني نقل شده در ميان شيعه را نقل و رد نمايد (بروجردي، رسالة في القبلة، ص١٥، س١١، نيز قس: همان، ص١٤، س٦؛ درباره دليل اين نوع طرد، ر.ك: همان، ص١٥، ش٤١؛ انتصار رب، نظر مرا به اين مقاله جلب کرد). گاه اين آموزه به مالک نسبت داده ميشود (براي مثال ر.ك: حطب، مواهب الجليل، ج١، ص٥١٠، س١٢؛ با اين توضيح: هذا النقل عنه غريب، و قس: بروجردي، رسالة في القبلة، ص١٣، ش٣١)؛ ولي من اين مطلب را در منبع مالکي کهني نديدهام. همچنين اين انديشه در ميان اباضيه ديده ميشود (منهاج، شقصي، ج٤، ص٧٢، س٣ و ٨)