علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٥

همان گونه که مي‌توان انتظار داشت، عمل انحراف به چپ مسير مشابهي بين فقهاي امامي طي کرده است (توازي‌هاي سني بسيار نادر است).[٨٦٩] آنان به شکلي مستمر به اين عمل به عنوان تياسُر اشاره مي‌کنند؛[٨٧٠] کلمه‌اي که در احاديث ما ديده نمي‌شود. افزون بر اين، در حالي که بيشتر فقهاي اوليه از آن حمايت مي‌کنند[٨٧١] ـ هرچند استثناآتي وجود دارد ـ[٨٧٢] برعکس، فقهاي بعدي گويي با بي‌ميلي آن را تصديق مي‌نمايند،[٨٧٣] يا آن را در مجموع انکار مي‌کنند،[٨٧٤] و امروزه به نظر مي‌رسد که ديگر اين عمل انجام


[٤]. به گزارش طوسي، حماد بن زياد عالم بصري (متوفاي ١٧٩/ ٧٩٥)، مي‌گفت که هر گاه کسي در بصره باشد، بايد به چپ متمايل شود (ينبغي أن يتياسر عندنا بالبصره)؛ طوسي اين مطلب را از کتاب الزوال ابويوسف نقل مي‌کند (خلاف، ج١، ص٢٩٧، س٣؛ اين اطلاعات نزد الفتوح رازي تکرار مي‌شود، روض الجنان، ج١، ص٣٦٠، س١، و فضل بن حسن طبرسي، المؤتلف من المختلف، ج١، ص٩٦، ش٤١). ترمذي ما را مطلع مي‌سازد که عبد الله بن مبارک (متوفاي١٨١/ ٧٩٧) تمايل به چپ را براي اهل مرو مناسب مي‌ديد (اخترع... التياسر لاهل المرو، سنن، ويراسته شاکر، ج٢، ص١٧٥، ج٢ = صلاة ١٤٠؛ همچنين ر.ك: شهيد اول، ذکري، ج٣، ص١٦٨، س٤ و سبزواري، ذخيرة، ص٢١٩، س٣١).

[٥]. خارج از متن مشخص عمل ما، فقهاي امامي غالباً اصطلاحات تيامُن و تياسُر براي تمايل به راست و چپ در نماز به کار مي‌برند (براي مثال، ر.ك: علامه، تحرير، ج١، ص١٨٧، س١١؛ شهيد اول، ذکري، ج٣، ص١٦٦، س٢١ و ص١٦٧، س٢ و ص١٦٨، س٣ و ص١٧٤، س١٨و ص١٧٧، س١٢ و ص١٧٧، س١٨؛ کرکي، جامع، ج٢، ص٥٢، س٥ و ص٥٢، س٢٠ و ص٥٥، س١٥؛ شهيد ثاني، روضه، ج١، ص٩٢، س١، ص٩٣، س١٣؛ سبزواري، کفايه، ج١، ص٨٠، س٦؛ محسن فيض، مفاتيح، ج١، ص١١٤، س٦). فقهاي سني اين اصطلاحات را به همين معنا به کار مي‌برند (براي مثال، ر.ك:‌ سرخسي، مبسوط، ج١٠، ص١٩٢، س٢٤ و ص١٩٣، س٢ و ص١٩٣، س٣ و ص١٩٣، س١٤ و ص١٩٣، س١٧). تقي‌الدين سبکي در مسألة في التيامن و التياسر في القبله خود اين اصطلاحات را به مکرر به کار مي‌برد (فتوي السبکي، ج١، ص٦٥-١٥٩)؛ براي مثال، وي اظهار مي‌دارد که قبله مسجد ابن طولون در قاهره به چپ انحراف دارد و در نتيجه کسي که در آن نماز مي‌خواند بايد به همان نسبت به چپ متمايل شود (الصوابْ التياسر فيها، همان، ص١٦٤، س٣).

[٦]. مفيد، مقنعه، ص٩٦، س٦؛ سلار، مراسم، ص٦١، س٢؛ طوسي، جمل، ص٦٢، س٦؛ طوسي، خلاف، ج١، ص٢٩٧، س٦ (باز با توسل به اجماع الفرقه)؛ طوسي، مبسوط، ج١، ص١١٩، س١٥؛ طوسي، نهايه، ج١، س٧٤، س١٥؛ کيدري، اصباح الشيعه، ص٦٢، س٦؛ شاذان بن جبرائيل، ازاحة العلة، به نقل از مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٧٧، س١٩؛ ابن حمزه، وسيله، ص٨٥، س١١؛ محقق، شرائع، ج١، ص٦٦، س٣؛ يحيي بن سعيد، جامع، ص٦٣، س١٢؛ همچنين ر.ك: فقه الرضا، (منسوب به) علي الرضا، ص٩٨، س٧ (که آشکارا تياسر را تأييد مي‌کند، ليکن با عباراتي که برايم مبهم است، مقايسه کنيد با توضيح مجلسي، بحار، ج٨٤، ص٥٠، يادداشت ٣). اين فقها غالباً تصريح مي‌کنند اين تمايل بايد جزيي باشد (بنابراين طوسي در همه آثاري که به آنها اشاره شد، از اين عبارات استفاده مي‌کند: التياسر قليلاً، يا أن يتياسرَ قليلاً؛ کيدري، شاذان بن جبرائيل، ابن حمزه، محقق و يحيي بن سعيد نيز به همين منوال عمل مي‌کنند).

[٧]. مرتضي (جمل، ص٦٢)، ابو الصلاح (کافي، ص١٣٨)، ابن براج (مهذب، ج١، ص٨-٨٤)، و ابن ابي المجد (اشارة السبق، ص٨٦) به اين آموزه اشاره‌اي نمي‌کنند. آبي (کشف، ج١، ص١٣١، س١٠) آن را به مثابه ديدگاه طوسي ذکر مي‌نمايد، اما خود آن را تصديق نمي‌کند. ابن ادريس آن را به مثابه بخشي از ديدگاه جايگزيني رد مي‌کند (سرائر، ج١، ص٢٠٤، س١٥)، در واقع محقق نيز چنين مي‌کند (المختصر النافع، ص٧٠، س١٢؛ محقق، معتبر، ج٢، ص٦٩، س١٤؛ محقق، رساله‌اي درباره تياسر، به نقل از ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٧، س٤). محقق در حکمي در باب تياسر توضيح مي‌دهد که در شرائع (ج١، ص٦٦، س٣) در مخالفت با ادعاي اجماع در اين مسأله از سوي طوسي، از او پيروي کرده است (لمکان دعواه الاجماع، محقق رسائل، ص٢٩٥، س٩) و بعدها، در اثر ضعف حديث مفضل، درمي‌يابد که شخص بايد کعبه را استقبال کند (فإذن المعول علي أن الاستقبال الي جهه الکعبه، ص٢٩٦، س٢).

[٨]. علامه، ارشاد، ج١، ص٢٤٥، س٧ (با اشاره به عراقيان: و يستحب لهم التياسر قليلاً الي يسار المصلي)؛ علامه، قواعد، ج١، ص٢٥١، س١١ (مانند همان)؛ علامه، مختلف، ج٢، ص٦٤، س١٢ (آن را تأييد و امري مستحب، نه واجب مي‌شمارد: و الاقرب انه علي سبيل الاستحباب)؛ علامه، تلخيص، ص١٩، س٩ (و يستحب التياسر)؛ علامه، تحرير، ج١، ص١٨٧، س٥؛ شهيد اول، ذکري، ج٣، ص١٨٤، س١ (اشتهر بين الاصحاب)، ص١٨٤، س١٤ (با اشاره به شهرت گسترده آن بين فقهاي امامي: العمدة الشهرة بين الاصحاب، و در عين حال خاطر نشان مي‌کند که از آن ناخشنود نيست)، ص١٨٥، س٧ (آن را امري اجتهادي بر مي‌شمارد)؛ شهيد اول، دروس، ج١، ص١٥٩، س٩ (آن را آموزه‌اي «مشهور» طبقه‌بندي مي‌کند، هرچند در لمعه، ص١٠، به آن اشاره‌اي ندارد). نکته قابل توجه درباره موضع اتخاذي علامه در ارشاد و قواعد (و تلويحاً در تلخيص) آن است که وي ميان مخالفت با آموزه جايگزيني و قبول تياسر جمع مي‌کند، اما درباره چگونگي آن به ما چيزي نمي‌گويد؛ شهيد اول در دروس همين کار را مي‌کند. برعکس، علامه در تذکره اظهار مي‌دارد که موضع طوسي بر اين ديدگاه وي مبتني است که شخص متوجه حرم گردد (هو بناءاً علي مذهبنا من أنّ التوجه الي الحرم)، و در منتهي به ما مي‌گويد که تياسر بر اين فرض استوار است که شخص به حرم رو کند (انما يکون علي تقدير أن يکون التوجه الي الحرم)، وي همچنان ادامه مي‌دهد که اگر ما ديدگاه کعبه‌گرا را اتخاذ کنيم که مقبول علامه است، در آن صورت تياسر را بايد کنار نهاد (فلا يتماشي فيه ذلک). بحث تياسر در تذکره مطلب مهمي ندارد؛ همين نکته درباره ابن‌فهد، مهذب، ج١، ص٣١٠، س١٨؛ مقداد، تنقيح، ج١، ص١٧٥، س١٢؛ محسن فيض، مفاتيح، ج١، ص١١٣، س١٧؛ و فاضل هندي، کشف اللثام، ج٣، ص١٤٥، س٤، صادق است. کاشف الغطا، درباره تياسر اظهار مي‌دارد: القول به بناءاً علي مسامحه قوي (کشف، ج٣، ص١٠٤، س٩)؛ در اينجا مسامحه، آسان‌گيري، مخالف مداقه، دقت، است (ر.ك: همان، ص١٠٤، س١).

[٩]. کرکي، جامع، ج٢، ص٥٧، س٥ (کان الرد عن هذا التياسر استحباباً و جوازاً اقرب الي الصواب)؛ شهيد ثاني، مسالک، ج١، ص١٥٥، س١٧ (آن را مبتني بر احاديث ضعيفي مي‌شمارد و سخني مي‌داند که به آن عمل نشده است مبني علي قول لا عمل عليه)؛‌ شهيد ثاني، روضه، ص٥٣٥، س٤ (کان الرد عنه اولي)؛ مقدس، مجمع، ج٢، ص٧٣، س١٩ (از اين آموزه آن گونه که علامه و ديگران طرح کرده‌اند، ابراز شگفتي مي‌کند و خودش تياسر را در زبدة، ج١-٢، ص١٠٢-١٠ مطرح نمي‌کند)؛‌ عاملي، مدارک، ص١٣١، س١٦ (کان الرد عن هذا الحکم و تحريره اقرب الي الصواب). بهاء‌الدين عاملي (الحبل المتين، ج٢، ص٢٢٩-٥١)، سبزواري (کفايه، ج١، ص٧٩)، يزدي، (عروه، ج٢، ص٤٣ - ٥٢)، يا زين الدين ( کلمة التقوي، ج١، ص٣٠٨-١٨) به اين موضوع اشاره‌اي نمي‌کنند. جواد عاملي فهرست نسبتاً مفصلي از شخصيت‌هاي موافق و مخالف اين موضوع به دست مي‌دهد (مفتاح الکرامه، ج٥، ص٣١١، س١٤). براي بحث بيشتر درباره تياسر، ر.ك: رياض المسائل، ج٢، ص٢٦٩-٧٢؛ احمد نراقي، مستند الشيعه، ج٤، ص١٩١- ٥؛ مرتضي انصاري، کتاب الصلاة، ج١، ص١٩٠-٣؛ رضا همداني، مصباح الفقيه، ج١٠، ٥٨ - ٦٢.