علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٠ - مشایخ اجازه در اسناد الکافی

به نسل‌هاي بعدي در دست است؛[٥٣٤] به نحوي كه می‌توان نشان داد شالودة حدیث شیعه بر نگارش حدیث و انتقال کتبی آن استوار بوده است. این امر تا بدانجا مسلم بوده است که شیخ طوسی در مقام بیان دلیل بر حجیت خبر واحد، از اجماع طايفه حقه بر عمل به اخبار مدون در اصول و تصانيف حدیثی یاد می‌کند و به این ترتیب، همسانی این دو مسأله را در بین طايفه آشکار می‌سازد.[٥٣٥]

تضعيف برخي از روايات به دليل مكتوب نبودن (در مقام نقد اسناد)

از نكات قابل توجه در مشي محدثان و عالمان بزرگ شيعه، تضعيف برخي از روايات نقل شده به صورت شفاهي بوده كه در اصول و كتب راويان اصلي آنها مندرج نبوده است.

شيخ مفيد در مقام رد روايتي از يعقوب بن شعيب، دليل آن را خالي بودن اصل وي از اين حديث مي‌داند.[٥٣٦] شیخ طوسی نیز در مقام تضعیف روایتی از حذیفة بن منصور، عاری بودن کتاب وی را از این روایت به عنوان دلیل ذکر نموده و کتاب وی را مشهور و معروف می‌نامد.[٥٣٧]

هر چند خالي بودن اصل يا كتاب از روايات محدود و معدود، به علل گوناگوني امكان‌پذير است، اما چنانچه تعداد اين نوع روايات زياد باشد، دليل موجهي براي خالي بودن اصل يا كتاب راوي اصلي از آن وجود ندارد. در نتيجه، اين نوع روايات با نوعي ترديد و ابهام روبه‌رو خواهند بود.

تدوين كتب اربعه از روي اصول

بسیاری از محققان بر مبنا بودن اصول و نوشته‌های اصحاب در بین محدثان طراز اول شیعه تصریح نموده‌اند.[٥٣٨] كتب اربعه نيز از تدوين اصول و كتب حديثي اصحاب تأليف يافته‌اند.

شيخ صدوق در خطبه كتاب من لا يحضره الفقيه چنين مي‌گويد:

و تمامي آنچه در آن [من لا يحضره الفقيه] است، از كتاب‌هاي مشهوري برگرفته شده است كه محل رجوع و تكيه‌گاه به شمار مي‌آيند؛ مانند كتاب حريز بن عبدالله سجستاني و كتاب عبيدالله بن علي حلبي و كتاب‌هاي علي بن مهزيار اهوازي و كتاب‌هاي حسين بن سعيد و [كتاب] النوادر [از] أحمد بن محمد بن عيسي و كتاب نوادر الحكمة تأليف محمد بن أحمد بن يحيي اشعري و كتاب الرحمة متعلق به سعد بن عبدالله و [كتاب] جامع شيخ ما محمد بن حسن بن وليدt و [كتاب] النوادر [از] ابن ابي عمير و كتاب‌هاي المحاسن متعلق به أحمد بن ابي عبدالله برقي و رسالة پدرمt به من و ديگر كتاب‌ها از اصول و تصنيفاتي كه طرق من به آنها در فهرست كتاب‌هايي كه از مشايخ و پيشينيانمy از طريق من روايت شده، شناخته شده است.[٥٣٩]


[٥٣٤]. الكافي، ج١، ص٥٢، ح ٦ ؛ همان، ج١، ص٥٣، ح ١٨ كه بيانگر انتقال احاديث از طريق كتاب‌هاي حديثي اصحاب است.

[٥٣٥]. عدة الأصول، ج١، ص١٢٦.

[٥٣٦]. جوابات أهل الموصل، ص٢٤.

[٥٣٧]. التهذیب، ج٤، ص١٦٩.

[٥٣٨]. عدة الأصول، ج١، ص١٢٦؛ الرعاية في علم الدراية، ص٧٢ ؛ مشرق الشمسين، ص٢٦٩.

[٥٣٩]. «وَ جَمِيعُ مَا فِيهِ مُسْتَخْرَجٌ مِنْ كُتُبٍ مَشْهُورَةٍ عَلَيْهَا الْمـُعَوَّلُ وَ إِلَيْهَا الْمـَرْجِعُ مِثْلُ كِتَابِ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّـهِ السِّجِسْتَانِيِ‌ و وَ كِتَابِ عُبَيْدِ اللَّـهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ وَ كُتُبِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ الْأَهْوَازِيِّ وَ كُتُبِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ نَوَادِرِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ كِتَابِ نَوَادِرِ الْحِكْمَةِ تَصْنِيفِ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ وَكِتَابِ الرَّحْمَةِ(من ‌لايحضره‌الفقيه، ج١، ص٤) لِسَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّـهِ وَ جَامِعِشَيْخِنَا مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِL وَنَوَادِرِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ كُتُبِ الْمَحَاسِنِلِأَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّـهِ الْبَرْقِيِّ وَ رِسَالَةِ أَبِيL إِلَيَّ. و غيرها من الْأُصُولِ وَ الْمـُصَنَّفَاتِ الَّتِي طُرُقِي إِلَيْهَا مَعْرُوفَةٌ فِي فِهْرِسِ الْكُتُبِ الَّتِي رُوِّيتُهَا عَنْ مَشَايِخِي وَ أَسْلَافِيM». (من لا یحضره الفقيه، ج١، ص٣ - ٤).