علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٨ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن

نزديك‌ترين رقم كلان مي‌رسانند. پس لازم بود گفته شود: «إنّ القرآن إذا جاء به جبرئيل٧ إلی محمّد٦، ستّة آلاف آية».

ب. جز چند نسخه مورد اشاره، بقيّه نسخه‌ها ـ كه اين سه، در قوّت و كثرت قابل سنجش با آنها نيستند ـ عبارت «سبعة عشر ألف آية»را آورده‌اند.

ج. تعداد تقريبي آيات قرآن از امور روشن و معارف بديهي در امّت اسلامي بود و نياز به گفتن نداشت. و اگر هم قرار بود به موضوع تعداد آيات قرآن پرداخته شود، مناسب اين بود كه تعداد دقيق آن بيان گردد؛ بويژه آن كه با وجود اجماع و اتّفاق نظر در كمّيت و حجم آيات قرآن؛ «اصحاب الاعداد» در شمار و تعيين موارد وقف و رؤوس آيات، از ٦٢٠٤ تا ٦٢٣٦ آيه در اختلاف هستند.

د. قيد «إذا جاء به جبرئيل٧ إليمحمّد٦» چنين وجهي را بعيدتر مي‌سازد، وگرنه، با صرف نظر از اشكالات بالا، سزاوار بود، گفته شود: «إنّ القرآن سبعة آلاف آية».

ه‌ . عبارت حديث نزد محدّث فيض «سبعة آلاف آية» است؛ ولي او در پاسخ از تفاوت ميان هفت‌هزار با تعداد واقعي آيات، يعني ٦٢٣٦ آيه، به سراغ تأويلات ديگري مي‌رود. اين بي‌توجّهي به وجه تقريبي بودن عدد هفت‌هزار آيه؛ مؤيّد دوري بودن اين وجه از افق تحقيق و تأويل دارد.

و. با صرف نظر از ضعف سندي كتاب سليم، اين حديث را مي‌توان نظير حديثي دانست كه از كتاب سليم بن قيس هلالي نقل شده است:

إنّ أمير المؤمنين٧ بعد وفات رسول الله‌٦ لزم بيته، و أقبل علی القرآن، يجمعه و يؤلِّفه فلم يخرج من بيته حتّی جمعه كلَّه و كتب علی تنزيله: الناسخ و المنسوخ منه و المحكم و المتشابه و الوعد و الوعيد، و كان ثمانية عشر ألف آية.[٦٣٤]

در اين حديث، پس از ذكر اين كه امير المؤمنين٧ قرآن را جمع و تأليف، يعني تنظيم نمود، به بيان ضمايم آن قرآن پرداخته، مي‌گويد:

و كتب علی تنزيله: الناسخ و المنسوخ منه و المحكم و المتشابه و الوعد و الوعيد.

سپس مي‌گويد:

و كان ثمانية عشر ألف آية.

تفاوت عدد اين حديث و حديث كافي به هفده هزار و هيجده هزار نيز با حمل بر تقريب حلّ مي‌گردد؛ به اين كه هفده هزار و اندي باشد.

ز. علاوه بر كليني، مرحوم صدوق نيز اشاره روشني به اصل حديث، با عبارت «سبعة عشر ألف آية» دارد، و اين حاكي است كه حديث با لفظ «سبعة عشر ألف آية» براي صدوق نقل و احراز شده است:


[٦٣٤]. ر.ك: شرح ملاّ صالح المازندراني، ج١١، ص٨٧.