علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٠

هيچ يک از اين آثار مورد بحث ارتباطي آشکار ميان تياسر و اين علایم بر قرار نشده است؛ هر جا دليلي براي تياسر به دست داده شده، همواره مسأله عدم تقارن حرم است؛ اما حداقل معنا دارد که فرض کنيم که نيت اين متون آن است که شخص امامي با تبعيت از تياسر ممکن است نخست، خود را به کمک اين علایم متوجه کعبه کند و سپس اندکي به چپ بچرخد تا اين عدم تقارن را جبران کرده باشد. به عبارت ديگر، جهت معرفي شده به وسيله علایم به گونه‌اي است که شخص مي‌تواند به استناد آنها به سمت چپ انحراف پيدا کند.[٨٩١] طبق اين فهم، مسأله تياسر همان گونه خواهد بود که در احاديث بدان اشاره شده است؛ ما فقط به اين پرسش پاسخ داده‌ايم که در درجه اول شخص چگونه بداند که متوجه کعبه شود.

البته همچنان راه مؤثرتري براي اين که کسي بتواند رابطه بين تياسر و علایم را تصور کند، وجود دارد. کسي ممکن است آنها را فقط به مثابه قواعد تجربي قابل اعتمادي براي به دست آوردن تقريبي جهت کعبه به شمار آورد، نه بيش از آن.[٨٩٢] بنابراين، مي‌توانيم فرض کنيم که در مورد خاص عراق و سرزمين‌هاي متصل به آن، مي‌دانستند که اين علایم جهتي را نشان مي‌دهد که اندکي بيش از حد به راست متمايل است. در نتيجه، معقول بود که به هر کس تعليم داده شود که آنها را به کار گيرند تا اندکي به چپ متمايل شوند. در اينجا با تبييني براي تياسر مواجه هستيم که ربطي به عدم تقارن حرم ندارد. اينک دو پرسش ممکن است پديد آيد: نخستين پرسش ـ که پاسخگويي به آن کاملاً فراتر از حدود صلاحيتم است ـ آن است که آيا در واقع، اين علایم براي عراق و سرزمين‌هاي متصل به آن چنان بودند که شخص را بيش از حد به راست منحرف کنند. دوم، آن که آيا فقهاي امامي ـ که مدافع تياسر بودند ـ به اين صورت فکر مي‌کردند. و من شاهدي در متون پيدا نمي‌کنم که آنان چنين فکر کرده باشند.

با اين همه، اگر کمي دامنه کار خود را بگسترانيم، مي‌توانيم سرنخ‌هايي از چنين فهمي ميان عالماني که خود مدافع تياسر نبودند، بيابيم. در مواجهه‌اي که بين دو عالم هوشمند و متبحر قرن هفتم/ سيزدهم رخ داد، نصيرالدين طوسي با معضلي دربارۀ تياسر ـ که به زودي به آن خواهيم رسيد ـ محقق حلي را به چالش گرفت.[٨٩٣] محقق در رساله‌اي که در پاسخ نوشت، در جايي اظهار داشت که اگر جهت کعبه را ندانيد، بايد از علایم استفاده کنيد، ليکن اين کار تضمين نمي‌کند که دقيقاً روياروي جهت قبله باشيد.[٨٩٤] عالم


[٢٦]. اين استنباط در رساله محقق (به نقل از ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٥، س٤) آشکار است، همچنين در نقل به مضمون مقداد، تنقيح، ج١، ص١٧٦، س١٢، و سبزواري، ذخيره، ص٢٢٠، س٣٤. اين مطلب نزد اين کسان مفروض است: شهيد اول، ذکري، ج٣، ص١٨٥، س٩؛ کرکي، جامع، ج٢، ص٥٦، س١٥؛ شهيد ثاني، روضه، ص٥٣٤، س١١؛ مقدس، مجمع، ج٢، ص٧٣، س١٩؛ فاضل هندي، کشف اللثام، ج٣، ص١٤٦، س١٣؛ نجفي، جواهر، ج٧، ص٣٧٤، س١٠.

[٢٧]. بسنجيد ملاحظه شهيد اول را که امارات را زاده قوانين نجومي (علم الهيئه) مي‌داند که در باب جهت قبله يقين‌آور است (القطع بالجهه، ذکري، ج٣، ص١٦٢، س١٠؛ نقل مضموني محسن فيض، مفاتيح، ج١، ص١١٢، س١٦، از قوانين الجهه سخن مي‌گويد).

[٢٨]. ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٢، س٦.

[٢٩]. محقق، رساله‌اي درباره تياسر، به نقل از ابن فهد، مهذب، ج١، ص٣١٤، س١٥: لکن محاذات کل علامه من العلامات بالعدو المختص بها من المصلي ليس يجب محاذات القبله بوجهها تحقيقاً، اذ قد يتوهم المحاذات و يکون منحرفاً عن السمت انحرافاً خفياً (مقايسه کنيد با همان، ص٣١٥، س٩ و ص٣١٦، س١١). همان گونه که اين نقل قول نشان مي‌دهد، خطا لزوماً از آن نشانه‌ها نيست، بلکه ممکن است از کساني باشد که از آنها ياري مي‌گيرند.