علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩١ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن

قرآني، پس از رسول خدا٦، نزد امير المؤمنين٧ و سپس نزد ساير اوصيا: محفوظ مانده است.

ب. اين مصحف شريف همان قرآني است كه امام علي٧ با خطّ خود و املاي رسول خدا٦ نوشت[٦٠١] و پس از رحلت آن حضرت٦ نيز چند ماه، كار ترتيب و تنظيم و ديگر شؤون مربوط به تبيين آن را تكميل فرمود و بر صحابه عرضه نمود؛ اما به دليل قدر ناشناسي برخي صحابه از آن مصحف شريف، عموم مردم از دسترسي به آن محروم ماندند.[٦٠٢] گرچه عدم امكان دستيابي مستقيم امّت به آن، محروميتي است كه بدان مبتلا هستيم، ليكن گنجينه‌هاي حديثي مأثور از رسول خدا٦ و اهل بيت:، دست‌كم، در حدّي كه مبادي تكليف و دين شناسي را كامل و استوار سازند، اين نقيصه را جبران نمودند. و چنانچه، با وجود وحي قرآني و سنّت كه مُشرَب از وحي قرآني و بياني است، امّت در مبادي تكليف و شناخت دين، بدان نياز مستقيم و مبرم داشت، بي‌شكّ، از دسترسي عموم مردم به دور نگه داشته نمي‌شد: Gقُلْ فَلِلّهِ الْحـُجَّةُ الْبَالِغَةُF.[٦٠٣]

ج. با پذيرش اصل اين تأويل، عبارت «سبعة آلاف آية»ظهور دارد كه تمام آن مجموعه شريف، اعمّ از وحي قرآني و بياني، به صورت آيه، آيه است. حال، آيا اين تعبير به آن دليل است كه آيات وحي بياني آن نيز همانند وحي قرآني داراي رؤوس آيات، يعني فواصل و مواقف است، يا اين كه ذكر شماره براي آيات وحي بياني از باب مشاكلت در تعبير و ناظر به بيان حجم آن مجمعه قدسي نسبت به حجم مصحَف شريف است؟ يعني نسبت حجم بخش وحي بياني به وحي قرآني نزديك دو سوم است؛ به گونه‌اي كه اگر آن نيز داراي فواصلي چون آيات وحي قرآني بود، حجم مجموع آن مصحف شريف، به حدود هفده هزار آيه مي‌رسيد؟ به هر حال، در پرسش ياد شده، هر دو وجه احتمال مي‌رود؛ ولي ما راهي به تحقيق و كشف حقيقت در اين زمينه نمي‌بينيم.

ظاهراً گفتار صدوق[٦٠٤] و محدّث ارموي[٦٠٥] و جصّاص[٦٠٦] ـ كه از آن تعبير به «وحياً ليس بقرآن» نموده‌اند ـ نيز ناظر به همين وجه است؛ نه مطلق حديث قدسي نازل از سوي خداي متعال بر رسول خدا٦. چنانچه جز اين باشد، وجه نقد آن در مباحث آينده مي‌آيد.

د. سنّت، اعمّ از مفاهيمي چون حديث قدسي و وحي بياني است. بنا بر اين، سنّت پيامبر٦ در وحي بياني منحصر نمي‌شود، بلكه جز آن نيز، هر آنچه كه در امور غيرعادي مي‌فرمود، برگرفته از وحي الهي بود: Gوَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهـَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىF.[٦٠٧] به علاوه، وحي بياني نيز مساوي با وحي غير قرآني


[٦٠١]. محدّث فيض در اين باره مى‌گويد: «فلعلّ البواقي تكون مخزونة عند أهل البيت: و تكون فيما جمعه أمير المؤمنين٧»
( الوافي، ج٩، ص١٧٨١)

[٦٠٢]. ر.ك: تفسير القمي؛ بحار الأنوار، ج٩٢، ص٤٨ و ٥٢؛ المناقب لابن شهر آشوب، ج٢، ص٤٠؛ الفهرست لابن النديم، ص٤٧ ـ ٤٨؛ الاتقان، ج١، ص٥٧؛ الاحتجاج، ج١، ص٣٨٣؛ التفسير الصافي، ج١، ص٤٧؛ نور الثقلين، ج١، ص٤٢١، ح٤٧٨؛ تفسير البرهان، ج١، ص١٦.

[٦٠٣]. سورۀ انعام، آيۀ ١٤٩.

[٦٠٤]. ر.ك: الاعتقادات، ص٨٤.

[٦٠٥]. الإيضاح، ص٢١٦ (تعليقه ارموى بر كتاب الإيضاح فضل بن شاذان).

[٦٠٦]. ر. ك: الفصول في الاصول جصّاص، ج١، ص٣٠٥ و ج٢، ص٣٥١؛ المجموع، ج١٦، ص٢٣٥.

[٦٠٧]. سورۀ نجم، آيه ٣ – ٤.