علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٠ - صحيحه هشام و شمار آيات قرآن
راههاي حلّ مشكل حديث هشام
صورت اجمالي و ترتيب منطقي راهحلهاي مورد نظر اين است كه اگر تصديق متن و مفاد حديث، با حفظ مفاد ظاهر آن و يا با تأويل آن بر وجهي صحيح، ممكن بود، حديثْ مورد تصديق قرار ميگيرد؛
و گر نه، اگر درنگ در نُسخهها ما را به نسخه معتبر ديگري برساند، بر همان نسخه اعتماد ميگردد، و چنانچه اعتبار آن نسخه احراز نشد، به عنوان وجه احتمال و راه حلّي ثبوتي و نفس الاَمري قابل ملاحظه خواهد بود؛ هرچند در مقام اثبات و التزام، قابل اعتماد نميتواند باشد. و چنانچه تأويل آن به هيچ شكلي ممكن نبود، به دليل شذوذ و مخالفت با دلايل قطعي، همانند كتاب يا سنّت و يا عقل از مقام اعتبار ساقط خواهد بود.
پس مجموع راههايي كه براي حلّ مشكل دلالي اين حديث مورد بررسي قرار ميگيرد عبارتاند از:
١. تأويل حديث، ٢. درنگ در نسخه حديث، ٣. حكم به عدم حجّيت حديث شاذّ.
تأويل حديث و وجوه آن
در تأويل حديث معاني سهگانه ذيل را به ترتيب مورد بحث و بررسي قرار ميدهيم: ١. حمل بر معناي جامع وحي قرآني و بياني، ٢. حمل بر معنايي شامل وحي غير قرآني، ٣. حمل بر نسخ تلاوت.
حمل بر معناي جامع وحي قرآني و وحي بياني
طبق نسخههاي متعدّد و مشهور از الكافي، عبارت حديث هشام در ذكر عدد آيات به صورت: «سبعة عشر ألف آية» آمده است[٥٩٨]. نخستين و قويترين احتمالي كه به نظر ميآيد، حمل آن بر معنايي شامل وحي بياني است؛ يعني مقصود از «القرآن» در عبارت «إنّ القرآن إذا جاء به جبرئيل٧ إليمحمّد٦، سبعة عشر ألف آية»،[٥٩٩] مجموعه وحي قدسي مشتمل بر وحي قرآني و وحي بياني است كه از سوي خداي متعال بر رسول خدا٦ نازل شده است. براي توضيح اين تأويل بايد گفت:
الف. مراد از «القرآن» در حديث «إنّ القرآن إذا جاء به جبرئيل٧ إليمحمّد٦، سبعة عشر ألف آية»، وحي قدسي شامل وحي قرآني و وحي بياني است. تعبير از چنين معنايي به «القرآن» نيز، علاوه بر مجاز تغليب[٦٠٠]، ميتواند بدين لحاظ باشد كه وحي بياني حاوي بيان تفسير و تأويل قرآن است. بنا بر اين، تعبير از چنين مجموعه قدسي مشتمل بر متن و تبيين قرآن به «القرآن» تعبير مجازي پذيرفتهاي است. نتيجه، اين خواهد بود كه شش هزار و دويست و اندي از آن، وحي مُعجِز قرآني باشد و بقيهاش وحي بياني متكفّل تبيين و تأويلِ همان وحي قرآني. وحي قرآني آن، با پشتوانه نقلي قطعي و فوق تواتر، به صورت مصحف شريف گردآمده، ميان مسلمين انتشار يافت و بقيّهاش همراه نسخهاي از مجموعه وحي
[٥٩٨]. همين طور اگر نسخه «سبعة آلاف آية» را برگزينيم، ولى حمل بر تقريب و رُندگويى را نپذيريم؛ گرچه اين نسخه و حمل بر تقريب ضعيف است و شايسته پذيرش نيست.
[٥٩٩]. الكافي، ج٢، ص٦٣٤، ح٢٨.
[٦٠٠]. وجه ترجيح جانب وحى قرآنى بر وحى بيانى در اين تغليب، شرافت وحى قرآنى بر وحى بيانى است؛ زيرا در وحى قرآنى هم عبارات و الفاظ و هم معانى از سوى خداى متعال است؛ بر خلاف وحى بيانى كه عباراتش متعلّق به فرشته وحى است.