درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - در ربط حادث به قدیم
که برای ماده شخصیتی در مقابل صورت قائل شدهاند، در صورتی که چنین نیست.
آیا ترکیب اتحادی ماده و صورت، بدون قول به حرکت جوهریه قابل اثبات است؟
بله یک مسأله دیگر هست که اگرچه مرحوم آخوند به آن تصریح نکردهاند ولی از مبنای ایشان میتوان آن را استنباط کرد. از ظواهر کلمات ایشان این طور استفاده میشود که ما میتوانیم قائل به هیولی و صورت باشیم چه قائل به حرکت جوهریه باشیم چه قائل نباشیم، همان طور که ارسطو و شیخ و امثال آنها قائل به حرکت جوهریه نبودند ولی قائل به هیولی و صورت بودند. خلاصه اغلب از کلمات مرحوم آخوند این طور برداشت میشود که این دو مسأله از یکدیگر جداست.
آنوقت در زمان سید صدر این مسأله مطرح شده[١] که «آیا ترکیب هیولی و صورت انضمامی است یا اتحادی؟». سید صدر ثابت کرد که رابطه هیولی و صورت اتحادی است نه انضمامی، و بعد مرحوم آخوند هم حرف او را دنبال و تأیید کرد.
ولی حقیقت این است که نظریه ماده و صورت[٢] جز با فرض حرکت در اجسام[٣] غیرقابل قبول است؛ یعنی آن اتحادی که مرحوم آخوند به تبع سید صدر
میخواهد میان ماده و صورت ثابت کند، جز با فرض حرکت جوهریه ثابت نمیشود. البته این مطلبی است که مسلما از مبانی خود مرحوم آخوند به خوبی استفاده میشود گو اینکه یادم نمیآید در جایی به آن تصریح کرده باشند.
آیا مبانی ارسطو با قول به ترکیب اتحادی ماده و صورت سازگار است؟
در مورد اینکه برخی به ارسطو نسبت میدهند که «قائل به دو قدیم و دو مبدأ در عالم بوده است: یکی مبدأ فاعلی و دیگری مبدأ قابلی، و مبدأ قابلی را ماده اولی مینامیده است و قائل به قِدم ماده و حدوث صورت بوده است» یا باید بگوییم اینها حرف ارسطو را نفهمیدهاند و او هم تصورش در باب ماده و صورت همین تصوری بوده که ما داریم (یعنی
[١] . قبل از او اصلا اين مسأله مطرح نبوده تا رويش فكر كرده باشند و جواب داده باشند.
[٢] . [يعنی نظريه تركيب اتحادی ماده و صورت.]
[٣] . در باب حركت گفتيم كه حركت هميشه قوهاش با فعليتش آميخته است. در باب حركت و اشيائی كهمتحركند، ما به يك بُعد طولی قائل هستيم و گفتيم كه در اين بعد طولی، فعليت و قوه از يكديگر جدانيستند بلكه به يكديگر آميختهاند.