درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - در ربط حادث به قدیم
کردیم تا بعد برسیم به جواب این اشکالات[١] .
دنباله اصل مطلب :
رابط حادث و قدیم وجود جوهری طبیعت است
ایشان بعد از اینکه این چهار ایراد را ذکر میکند، میگوید: حالا که معلوم شد حرکت وضعی فلکی نمیتواند رابط میان حادث و قدیم باشد، برمیگردیم به همان مطلب خودمان که گفته بودیم رابطْ وجود جوهری طبیعت است. وجود جوهری طبیعتْ هویتی است که تدرج، ذاتی آن است؛ یعنی اوّلا خودش یک هویت و واقعیت است نه یک امر انتزاعی، و ثانیا وجودی است که عین تدرج و اتصال است، حدوث دائم و فنای دائم است و حدوث و فنای اینچنینی، ذاتی این وجود است.
ذاتیات وجودْ غیر از ذاتیات ماهیت است
بعد ایشان میگوید: شما میان ذاتیات وجود و ذاتیات ماهیت اشتباه نکنید! اگر ما میگوییم: «سیلانْ ذاتی جوهر عالم طبیعت است» این ذاتی را با ذاتی باب ماهیت اشتباه نکنید و نگویید پس وقتی که ما عالم طبیعت را در ضمن اجناس و فصولش تصور میکنیم باید از جمله ذاتیاتش سیلان هم باشد، در صورتی که چنین نیست. مثلا وقتی ما انسان را که یکی از جواهر عالم طبیعت است تعریف میکنیم میگوییم : «جوهر جسمانی نامی متحرک بالاراده ناطق»، همه ذاتیاتش را بیان میکنیم ولی سیلان در آن نیست.
آخوند میگوید: اشتباه نکنید! ما اصالة الوجودی هستیم و برای خود وجودْ حقیقت قائل هستیم؛ اینکه سیلان ذاتی وجود باشد غیر از این است که ذاتی ماهیت باشد. وجود عین واقعیت و عین نفسالامریت است و اصلا قابل اینکه به ذهن بیاید نیست؛ یعنی محال است که ذهن بتواند وجود را مستقیما ادراک کند[٢] . خواه ناخواه هرچه که ذهن انسان از وجودات تعقل میکند، ماهیات آن وجودات است که این ماهیات در واقع به منزله لوازم انتزاعی از آن وجودات است. وقتی ذهن انسان با انحاء وجودات در خارج برخورد میکند صورتهایی از این وجودات در ذهن انسان نقش میبندد، که این صورتها در عین
[١] . [جواب اين اشكالات در درس قبل اجمالا بيان شده است.]
[٢] . اينجا بحث علم حصولی است؛ اينكه وجودْ به علم حضوری مستقيما درك میشود، بحث ديگریاست.