درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - در ربط حادث به قدیم
آنوقت به او وجوب وجود داده شده است و او را بردهاند در آن مرتبه گذاشتهاند؛ این گونه نیست، بلکه هر موجودی در مرتبه خودش اینکه این مرتبه باشد عین هویت و ذاتش است. فاعل و علتْ هویت او را به او افاضه کرده است که هویت او ضمنا عین مرتبه او از مراتب عالم هم هست[١] ، نه اینکه فاعل دو کار کرده باشد: یکی اینکه فعل خودش و این هویت وجودی را به وجود آورده و دیگر اینکه این را در مرتبهای خاص قرار داده، مثل امور اعتباری در جامعه بشری[٢] .
ولی در عین حال در عالم وجود بعضی از امور هست که به یک معنا تشخصشان و مرتبهشان عین وجودشان نیست، بلکه معلَّل به علت دیگری است. مثلا افراد نوع واحد؛ انسان در مقابل هر نوع دیگری انسان بودنش ذاتی اوست، اما افراد انسان که در انسان بودنشان همه مساوی هستند اینکه این انسان دارای این مشخِّصات باشد و آن انسان دارای مشخصات دیگر، معلَّل به علل خارج از ذات است، ولی این علل خارج از ذات در نهایت امر باید منتهی شود به علتهایی که ذاتی باشد.
ایشان میگوید: همان طور که در مراتب وجود گفته میشود «برخی امور، بودنش در مرتبهاش و تشخصش عین ذاتش است، ولی برخی دیگر تشخصش و بودنش با آن خصوصیات عین ذاتش نیست و معلَّل به علل خارجی است و در نهایت امر منتهی میشود به علت بالذات»، در باب اختصاص اشیاء به وقت خاص هم عینا همین مطلب است. بعد ایشان مطلب را تدریجا به شکلی بیان میکنند که چهره مطلب عوض میشود.
حاشیه علامه طباطبایی
البته در اینجا آقای طباطبایی حاشیه خوبی دارند که در آن اشاره میکنند به مطلبی که مبنای خود مرحوم آخوند هم هست[٣] . مطلب این است: در واقع اگر ما در باب مراتب وجود میگوییم «در بعضی از امور، مرتبه، ذاتی اشیاء نیست» با احتساب ماهیت است که این حرف را میزنیم؛ یعنی اگر ما بخواهیم به حساب ماهیت قضاوت کنیم این حرف را میزنیم، ولی اگر بخواهیم به حساب وجود بحث کنیم ـ با توجه به اینکه تشخص عین
[١] . در عدل الهی اين مسأله را مفصل بحث كردهايم.
[٢] . مثلا سربازها كه يكی را میگذارند در آن پست و ديگری را در اين پست، اين پستها غير از هويت ووجودشان است.
[٣] . آخوند بيشتر در مباحث ماهيت به اين مطلب اشاره كرده است.