درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
مثال
در اینجا فقط یک چیز است که به عنوان مثال و برای توضیح میشود آن را بیان کرد. اگر مکعبی واقعی داشته باشیم وقتی زاویه این مکعب را حرکت میدهیم[١] آن نقطهای که در رأس زاویه قرار گرفته حرکت میکند و این نقطه با حرکت خودش خطی را رسم میکند. این نقطه که با سیلان خودش این خط را رسم میکند همان نقطه سیال است. حرکت این نقطه به اعتبار اینکه یک وجود سیلانی است میشود حرکت توسطی، و زمانی که این سیال در آن وجود دارد اسمش میشود آنِ سیال.
نظر مرحوم آخوند و حاجی سبزواری و شیخ در مورد آنِ سیال
مرحوم آخوند این مطلب را اینجا ذکر میکنند. حاجی که قائل به حرکت توسطی است همیشه حرفهایش بر مبنای همین نقطه سیاله در مسافت و حرکت سیال در حرکت ـ که همان حرکت توسطی باشد ـ و آنِ سیال در زمان است. ولی خود مرحوم آخوند در جاهای دیگر این مطلب را انکار میکند. از جمله در بحث جواهر و اعراض[٢] صریحا این مطلب را انکار میکند و میگوید این یک امر اعتباری است و در واقع و نفسالامر نقطه سیالی که خط را رسم کند وجود ندارد. بالاتر اینکه شیخ در الهیات شفا ـ و احتمالا در طبیعیات هم ـ این مسأله را طرح میکند و بعد میگوید : «این یک امری است که انسان برای مبتدی بیان میکند و میگوید خط با سیلان نقطه به وجود میآید، ولی در واقع و نفسالامر اینطور نیست». مرحوم آخوند در تعلیقاتی که در شفا دارد نیز به تفصیل در این باره بحث میکند و این مطلب را انکار میکند و میگوید چنین چیزی نیست. واقعا هم همین طور است و چنین چیزی نیست و این فقط امری است که انسان توهم میکند. خود مرحوم آخوند با براهینی ثابت کردهاند که خط، سیلان نقطه نیست. وقتی که خط، سیلان نقطه نباشد، حرکت قطعی هم سیلان حرکت توسطی نیست، و زمان هم سیلان «آن» نیست.
فعلا همین مقدار کافی است. به هرحال اینجا اگرچه ظاهر عبارت این است که مرحوم آخوند آنِ سیال را قبول دارد، ولی با توجه به اینکه در جاهای دیگر مطلب را رد کرده است، توجیه بیان ایشان این است که ابتدائا توهم میشود که خط از سیلان نقطه به
[١] . لازم نيست اين كار در عالم خيال صورت بگيرد. فرض كنيد در خارج يك مكعب را روی صفحهایحركت میدهيم.
[٢] . جلد دوم چاپ قديم، صفحه ١٢.