درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - در ربط حادث به قدیم
نمیتواند رابط باشد.
حال ببینیم مقصود ایشان از اینکه حرکت امری بالقوه است چیست. واضح است که مقصود ایشان این نیست که حرکت بالقوه محض است. توضیح اینکه: در اوائل این مرحله خواندیم که اشیاء بر سه قسمند: بالقوه محض، بالفعل محض و میان قوه و فعل (یعنی از جهتی بالقوه و از جهتی بالفعل). فعلیت محض مجردات هستند که در رأس همه ذات باری تعالی است، قوه محض هیولای اُولی است و اجسامْ مرکب از دو حیثیت میباشند. بعد در باب حرکت گفتیم که حرکتْ کمال اول است؛ یعنی حرکتْ طلب است، یک فعلیت مشوب به قوه است؛ یعنی فعلیتی است که دائما متلبس به قوه است؛ چون همین قدر که فعلیتْ محض شد دیگر حرکت نیست. به تعبیر دیگر: حرکت اتحاد قوه و فعل است؛ قوه و فعلیت در حرکت با یکدیگر اتحاد دارند.
پس در اینجا اگر میگوییم حرکت امری بالقوه است، مقصود این است که بالفعل محض نیست، نه اینکه قوه محض است مثل هیولای اُولی. اگرچه تعبیر ایشان این است که حرکت امری است بالقوه، ولی با توجه به آنچه که ایشان در جاهای متعدد گفتهاند، روشن است که مقصودشان این است که حرکت امری است که بالفعل محض نیست و در مقایسه با اشیائی که فعلیت محض هستند ضعیفالوجودتر است.
ایرادهایی که بر اشکال دوم آخوند گرفته شده
بر این اشکال هم ایرادهایی گرفته شده؛ آقای طباطبایی ایراد نقضی میکنند و مرحوم حاجی ایراد حلی.
ایراد علامه طباطبایی
آقای طباطبایی میفرمایند: این ایراد به خود شما هم وارد است؛ چون شما هم که جوهر را رابط میدانید آن را متحرک بالذات میدانید، که باز هم به همان معنایی که حرکت امر بالقوه است، آن هم بالقوه است؛ یعنی چون جوهر را متحرک بالذات میدانید پس آن هم مانند حرکتْ امری است بین قوه و فعل، نه قوه محض است و نه فعلیت محض.
ایراد حاجی سبزواری
مرحوم حاجی میفرمایند: اینکه شما میفرمایید آن که وجودش اضعف است نمیتواند