درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٨ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
مستمرالبقاء.
نوع دومی که شیخ قائل است، اموری هستند که وجودشان تدریجی است؛ یعنی وجودی است که کمکم حادث میشود. اینجا من این مطلب را اضافه میکنم که آنچه کمکم حادث میشود خودش دو جور فرض میشود: یکی آن که کمکم حادث میشود و باقی میماند، و دیگر آن که کمکم حادث میشود و فانی میشود. بحث شیخ در مورد آن چیزهایی است که کمکم حادث میشوند و فانی میشوند؛ چون در واقع چیزی که کمکم حادث شود و باقی بماند، در عالم وجود ندارد و اگر ما این را به چیزی نسبت دهیم، به مجاز و اعتبار است[١] .
نوع سوم اموری هستند دفعیالحدوث، یعنی نه آنیالحدوث و نه تدریجیالحدوث. اینجا میان دفعیالحدوث و آنیالحدوث تفکیک شده؛ یعنی این امور، تدریجی نیستند و در عین اینکه تدریجی نیستند آنی هم نیستند. این همان چیزی است که فخر رازی میگوید برای من قابل تصور نیست.
[١] . مثل اينكه در مورد خطی كه رسم میكنيم بگوييم: اين خط تدريجا حادث میشود ولی هرچه حادثمیشود باقی میماند.