درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - زمان اول و آخر ندارد
عالم، وجود مکانی عالم است و در ماورای آن، عدم عالم است در مکان؟ آیا لازمه متناهی بودن مکان این است که تا آنجا که وجود مکان امتداد دارد وجود مکان است و از آنجا که وجود مکان نیست عدم مکان است در مکان؟ اگر این طور باشد پس از عدم مکان هم وجود مکان لازم میآید و باید بگویید ابعاد عالم هم غیرمتناهی است، و حال آنکه شما این حرف را نمیزنید. پس همان طور که معنی متناهی بودن ابعاد مکانی این نیست که عدم مکان در آن طرف مکان در مکانی وجود دارد، معنی متناهی بودن زمان هم این نیست که عدم زمان تقدم دارد بر زمان زمانا، یا تأخر دارد از زمان زمانا.
جواب اشکال غزالی
مرحوم آخوند این ایراد را ـ که ایراد مهمی هم هست ـ بدون اینکه بگوید از طرف چه کسی مطرح شده به صورت «إن قیل» ذکر کرده و بعد جواب داده است. در جوابی که ایشان میدهند به نظر نمیرسد ـ نه خودشان و نه محشّیها ـ مطلب را به طور مستوفی بیان کرده باشند، ولی در عین حال نکاتی ذکر کردهاند که نشان میدهد با توجه به آنچه که جواب واقعی است این جواب را ذکر کردهاند. بعدا که عبارت را بخوانیم میبینید عبارت چندان رسا نیست. حالا من بیانی عرض میکنم که البته مرحوم آخوند مطلب را به این بیان نگفتهاند.
ببینید! یک فرق بسیار اساسی بین ابعاد مکانی و بعد زمانی هست و آن این است: در ابعاد مکانی اجزاء مکان در یک مرتبه قرار گرفتهاند؛ یعنی جزئی از مکان بر جزء دیگر تقدم ذاتی ندارد، بلکه تقدم و تأخر اجزاء مکانْ بالاعتبار است. ]در مکان[ ما باید اول مبدأ محدودی را فرض کنیم، آنوقت با توجه به آن مبدأ محدود تقدم و تأخر مکانی معنی دارد. مثلا اگر آن محراب را مبدأ حساب کنیم آقایانی که آنجا نشستهاند بر ما تقدم دارند، اما اگر این طرف را مبدأ اعتبار کنیم کسانی که این نزدیکتر نشستهاند بر آنها تقدم دارند. خلاصه در مکان تقدمها و تأخرها ذاتی نیست، بلکه اعتباری است.
ولی در زمان تقدم و تأخر میان اجزاءِ زمان ذاتی است. تقدم دیروز بر امروز اعتباری نیست؛ اینچنین نیست که دیروز بر امروز تقدم اعتباری داشته باشد و امروز از دیروز تأخر اعتباری، و به اعتباری دیگر امروز بر دیروز تقدم داشته باشد و دیروز از امروز تأخر. میان اجزاء زمان یک نوع تقدم و تأخر خاصی برقرار است که میان اجزاء مکان نیست. این یک مطلب، که مطلب صحیحی هم هست. (حالا اینکه ریشه این تقدم و تأخرِ ذاتی زمان