درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩ - در ربط حادث به قدیم
متغیر بود و هم تغیر و اصلا متغیری غیر از خود حرکت وجود نداشت و حرکت چیزی مستقل از جوهر میبود. اما این حرکتی که شما میگویید، حرکت عرضیه است، که تغیر هست ولی متغیرش غیر از خودش است. حرکتی که در آن، متحرک غیر از حرکت باشد نمیتواند رابط باشد؛ چون رابط باید چیزی باشد که خودش عین تغیر باشد و جعل به خودش تعلق بگیرد و بنابراین خودش عین متغیر هم باشد. در همه عالم فقط یک چیز هست که میتواند عین تغیر باشد و نیز عین متغیر باشد و جعل بسیط هم به خود آن تعلق بگیرد و آن وجود جوهر است.
بدون شک نظر مرحوم آخوند به همین مطلب است و ایرادها هم وارد نیست. ما در نظر داریم این فصل را به طور جدی دنبال کنیم، چون از مهمترین مباحث کتاب اسفار است و اگر لازم باشد، به بعضی از فصول گذشته برمیگردیم. این مسأله ربط متغیر به ثابت و حادث به قدیم که اینهمه مرحوم آخوند به آن مینازد، از پراوجترین سخنان ایشان است و برای اینکه به عمق مطلب برسیم و حق ایشان را ادا کنیم باید دقت بیشتری کنیم.
اشکال دوم مرحوم آخوند به مبنای شیخ و امثال او در ربط حادث به قدیم
ایراد دوم این است: شما میگویید «حرکت معلول علت قدیم است و علت حوادث این عالم» در حالی که حرکت از آن جهت که حرکت است امری بالقوه است و به دلیل اینکه بالقوه است ضعیفالوجود است و امر بالقوه و ضعیفالوجود نمیتواند علت برای امور بالفعل واقع شود.
به عبارت دیگر: علت باید اقوی وجودآ از معلول باشد، و حرکت وضعی فلک که شما آن را رابط گرفتهاید قدرت ندارد که علت همه حوادث این عالم باشد و پیدایش همه صورتها، نفوس و اعراض از این حرکت عرضی ضعیفالوجود باشد.
تحلیل اشکال دوم آخوند
در این برهان ایشان روی دو قسمت تکیه کرده است: یکی اینکه حرکت امری بالقوه است که مقصودشان را توضیح میدهیم، دیگر اینکه علت باید اقوی از معلول خود باشد و این حرکت عرضیه به دلیل اینکه از معلولاتی که در عالم حادث میشوند اقوی نیست و بلکه معلولات وجودشان اقوی از آن است، نمیتواند علت حوادث عالم واقع بشود، پس حرکت