درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨ - در ربط حادث به قدیم
متفرق تبیین کرده، بعد از خودش از طرف افراد مختلف محل ایرادها و بحثهای مختلفی واقع شده، اعم از کسانی که اصل حرکت جوهریه را قبول کردهاند و کسانی که قبول نکردهاند. من مدعاهای مرحوم آخوند را که در جاهای مختلف ثابت شده همه را بیان میکنم تا معلوم شود مرحوم حاجی و امثال ایشان کاملا به سخن مرحوم آخوند توجه نکردهاند.
سخن مرحوم آخوند این است: چیزی میتواند رابط میان حادث و قدیم باشد که تغییر برای آن به نحو جعل تألیفی جعل نشده باشد، به عبارت دیگر: تغییر برای آن عارضی نباشد؛ زیرا اگر رابط چیزی باشد که تغییرش عارضی است، اگرچه این تغییر دائمی باشد، نیازمند به علتی است که خود آن علت هم باید متغیر باشد[١] .
بنابراین نه تنها وضع دائم دوری نمیتواند رابط باشد، بلکه اگر در عالم یک حرکت عرضی دائم دیگری[٢] نیز داشته باشیم، آن هم نمیتواند رابط میان حادث و قدیم باشد. همان طور که در باب مقولات خواندیم موضوع در حرکات عرضیه جوهر است و حرکت و تغییر عارض جوهر میشود، پس متغیر چیزی است و تغییر چیز دیگر و جاعل باید تغیر را به متغیر بدهد، که در این صورت جعل تألیفی میشود و هرجا که جعل تألیفی بود علت متغیر به تغیر تألیفی نیز باید متغیر باشد. پس وضع دوری دائم نمیتواند رابط باشد.
حال اگر بگویید: «ما یک چیز پیدا کردیم که تغیر ذاتی آن است نه عارضی، و آن حرکت است که حدوث و تجدد، ذاتی و عین ذات آن است» تعبیر مرحوم آخوند در جواب این است که: حرکت یک امر نسبی است.
بیان مطلب آخوند به تعبیری دیگر
حالا من مطلب مرحوم آخوند را به تعبیر دیگری میگویم که مقصودشان را بهتر بیان کند و آن این است: صرف اینکه ما چیزی پیدا کنیم که تغیر عین ذاتش باشد کافی نیست، ما باید چیزی پیدا کنیم که متغیر باشد و تغیر هم عین ذاتش باشد. حرکتْ تغیر هست ولی متغیر نیست، حرکت فلک عین تغیر هست ولی عین متغیر نیست و متغیر چیز دیگری است. اگر حرکتْ خودش ذات مستقلی بود که جاعل و فاعل آن را جعل میکرد، آنوقت هم
[١] . ما فعلا مدعا را میگوييم تا بعد آن را اثبات كنيم.
[٢] . مثل حركات ذی مغناطيسی، يا يك حركت كيفی دائم.