درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٧ - در کیفیت تعدد زمان و حرکت به وسیله یکدیگر و کیـفیت تقدیـر هـر یـک از آنـها بـا دیگـری
نگویم عقیده شخص من است، چون کسی باور نمیکرد که بشود در مقابل آراء ارسطو رأیی آورد، ناچار آراء خودم را هم به صورت آراء آنها بیان کردم. ولی حالا در این کتاب میخواهم خودم را از قید تبعیت یونانیها آزاد کنم و فقط عقاید خاص خودم را ذکر کنم.
آنجا از عبارات شاید چنین استنباط بشود (شاید هم تصریح باشد، درست یادم نیست) که اینها حکمت یونانیها را «مغرب» نامیدهاند و آنچه که برای خودشان معلوم شده «مشرق» نامیدهاند. پس اگر گفتند «حکمت مشرقی» یعنی آنچه جنبه یونانی ندارد و متعلق به مشرقزمین است نه مغربزمین. این یک احتمال، که اروپاییها دلشان نمیخواهد این احتمال درست باشد.
احتمال دیگر این است که مقصود از «مشرق» در اینجا «اشراق» باشد؛ یعنی مقصود شرق معنوی باشد. اگر میگویند «حکمت مشرقی» یعنی حکمتی که از مشرق روح ما طلوع کرده است نه از مغرب روح. «حکمتی که از مشرق روح طلوع کرده» یعنی حکمت اشراقی و الهامی که از مبدأ ماوراءالطبیعی سرچشمه میگیرد، و «حکمتی که از مغرب روح طلوع کرده» یعنی آن که از فکر و استدلال محض سرچشمه میگیرد. این است که مرحوم آخوند در یک جا میگوید «نورٌ شرقی و ظلٌ غربی». یک فکر زایلشدنی و بیپایه را (پای استدلالیان چوبین بود) میگویند «غربی»؛ یعنی صرفا فکری و استدلالی و مشائی محض. ولی فکری را که ریشه اشراقی و الهامی و معنوی دارد «مشرقی» مینامند.
احتمالات زیاد دیگری نیز در این زمینه دادهاند. از جمله چیزهایی که فرنگیها خیلی روی آن کار کردهاند این است که این اصطلاح «شرقی» و «غربی» که در کلمات علمای اسلامی آمده است ریشهاش چیست، و همچنین چرا «حکمت اشراق» را به این نام نامیدهاند. الان تقریبا برای ما امر مسلمی است که «اشراق» در «حکمت اشراق» به معنی الهام است، در صورتی که در اینجا هم این احتمال هست که «اشراق» صرفا معنی الهام نداشته باشد و معنی دیگری داشته باشد. اصطلاح «حکمت اشراقی» در مقابل «حکمت مشائی» اصطلاح مستحدثی است[١] . در اصطلاحِ از زمان شیخ اشراق به بعد «حکمت اشراق» یعنی حکمتی که جنبه افلاطونی و جنبه معنوی دارد، در مقابل «حکمت مشّاء» که جنبه ارسطویی دارد. این اصطلاح فعلا خیلی رایج و مسلم شده، در صورتی که اصلا
[١] . من اين مطلب را در جزوه «كليات فلسفه» هم گفتهام. [رجوع شود به كتاب كليات علوم اسلامی،جلد اول.]