درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - ادله قائلین به بدایت زمان
که برای مجموع و کل حوادث هم اول باشد.
دلیل چهارم
این دلیل از دلایل قبلی سادهتر و بلکه عوامانهتر است. میگویند حوادث وقتی از ناحیه ماضی به زمان حال میرسد متناهی است؛ یعنی حوادثْ الان که به زمان ما و امروز رسیده، به نهایت رسیده است.
جواب دلیل چهارم
جواب این دلیل این است که اولا: امروز نهایت واقعی نیست، بلکه نهایت فرضی است[١] ؛ این گونه نیست که امروز به دنبال خودش فردا نداشته باشد.
ثانیا: بر فرض اینکه حوادث از یک طرف متناهی باشند، این دلیل نمیشود که از طرف دیگر هم متناهی باشند و فعلا هم بحث ما روی بدایت زمان است نه نهایت زمان.
دلیل پنجم
میگویند: شما قائل به ازل[٢] هستید. ما از شما میپرسیم آیا در ازل حادثهای ایجاد
شده است یا نه؟ اگر بگویید در ازل حادثهای ایجاد شده است، میپرسیم: این حادثه اول دارد یا نه؟ اگر اول نداشته باشد، پس حادثه نیست، چون حادثه یعنی آن که اول دارد، و اگر اول دارد لازم میآید خود ازل هم اول داشته باشد؛ چون این حادثه در ازل ایجاد شده است. اما اگر بگویید در ازل حادثهای وجود ندارد، میگوییم: پس ازل فقط عدم ازلی است و عدم ازلی را کسی انکار نمیکند.
جواب دلیل پنجم
جواب این دلیل این است: شما کأنّه ازل را قطعهای از زمان فرض کردهاید و بعد میگویید «آیا در ازل حادثه وجود دارد یا نه؟...». معنای ازل این است: الزمانُ لا أولَ له. بنابراین، این سؤال که «آیا در ازل حادثه وجود دارد یا نه؟» بیمعنی است. در ازل حوادث
[١] . مثل «آن» كه يك نقطه فرضی است.
[٢] . به زمان غيرمتناهی در گذشته «ازل» و به زمان غيرمتناهی در آينده «ابد» میگويند.