درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - در حقیقت «آن» و کیفیت وجود و عدمش
بود از مقدار حرکت. بعدا خواهیم گفت که این سه خارجا و وجودا با یکدیگر متحدند؛ یعنی یک وجود است که به اعتباری آن را حرکت میگوییم، به اعتباری مسافتِ حرکت میگوییم و به اعتباری زمان حرکت. اینها سه وجود مستقل از یکدیگر نیستند[١] .
آنِ سیال
مرحوم آخوند میفرماید: در باب حرکت و مسافت دو چیز فرض میشود که عین همان را در باب زمان هم باید فرض کنیم. مسافت[٢] خودش یک امتداد است، ولی در مسافت همیشه یک چیزی به منزله نقطه وجود دارد که این مسافت را میسازد که احیانا به آن میگویند: نقطه سیاله.
در حرکت هم دیدیم که حرکت توسطی وجود دارد و حرکت توسطی امر بسیط سیالی است که حرکت قطعی را میسازد؛ یعنی حرکت توسطی راسم حرکت قطعی است. پس ناچار باید در باب زمان هم که ما آن را به عنوان یک بُعد و امتداد تلقی میکنیم، چیزی به منزله یک نقطه سیاله فرض کنیم که اسمش را میگذاریم: آنِ سیال. این آنِ سیال سازنده زمان است.
مقصود این است که چون مسافت و حرکت و زمان در واقع یک چیز ممتدند که سه اعتبار روی آن شده و یک امر سیال است که این ممتد را میسازد و رسمکننده این امر ممتد است، این امر سیال را اگر به مسافت نسبت بدهیم اسمش میشود نقطه سیاله، اگر به حرکت نسبت بدهیم اسمش میشود حرکت توسطی، و اگر به زمان نسبت بدهیم اسمش میشود آنِ سیال. پس با توجه به اینکه مسافت و حرکت و زمان یک چیزند این سه سازنده هم یک چیزند که به اعتباری به آن میگوییم نقطه سیال، به اعتباری میگوییم حرکت توسطی و به اعتباری میگوییم آنِ سیال. پس این «آن» سازنده زمان است و زمان متفرع بر آن است.
[١] . تفصيل اين مطلب، باشد برای فصل خودش.
[٢] . اشتباه نكنيد! اگر حركت نباشد مسافت به آن معنايی كه مقصود ماست، وجود ندارد. بين قم و تهرانفاصلهای هست ولی آنوقت به اين فاصله میگوييم «مسافت» كه حركتی در آن واقع شود.