درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦ - در کیفیت تعدد زمان و حرکت به وسیله یکدیگر و کیـفیت تقدیـر هـر یـک از آنـها بـا دیگـری
اندازهگیری میکنیم.
حکمةٌ مشرقیةٌ[١]
این «حکمة مشرقیة» مطلب خوبی است. در این کتاب معمولا هر وقت مرحوم آخوند مطلبی را تحت عنوان «حکمة مشرقیة» بیان میکند مطلب خوب و عالیای است و غالبا از مطالب اختصاصی ایشان هم هست. از جمله چیزهایی که تا اندازهای مبهم مانده است این است که اصلا معنی کلمه «حکمة مشرقیة» چیست؟ این تعبیر در خیلی جاها به کار رفته. در ابواب حرکت یک فصل بسیار بسیار عالی داشتیم که مربوط به حرکت جوهریه بود و ایشان آن را تحت عنوان «حکمة مشرقیة» بیان کرد. مسلما این «مشرقیه» در مقابل «مغربیه» است و حتی گاهی این دو تعبیر در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. در جلد اول و در امور عامه اسفار یک جا آمده: نورٌ شرقی و ظلٌ غربی. بوعلی کتابی در آخر عمرش تألیف کرده است که به پایان هم نرسیده و آن مقداری هم که تألیف کرده چیزی از آن در دست نیست مگر مقداری از منطق، اسم آن را گذاشته: حکمة المشرقیین. منطق این کتاب که به دست ما رسیده، به نام منطق المشرقیین است. این کتاب چاپ نشده بود. اخیرا، در حدود پنجاه سال پیش، نسخهای از این کتاب در مصر به دست آمد و مصریها آن را چاپ کردند. من هنوز این کتاب را ندیدهام. نسخهای از این کتاب در دست مرحوم آخوند بوده؛ چون در بعضی از عباراتی که در امور عامه اسفار هست از کتاب حکمة المشرقیین بوعلی سینا نقل میکند.
بوعلی در مقدمه کتاب حکمة المشرقیین مطلبی گفته است که تقریبا میتواند مقصود اینها از «حکمت مشرقی» را تفسیر کند. در آنجا بوعلی مقدمه خیلی طولانیای دارد که دکتر قاسم غنی آن را ترجمه کرده است و من این ترجمه را دیدهام. در کتابهایی که شرح حال بوعلی را نوشتهاند این ترجمه را منعکس کردهاند. گمان میکنم اصل آن مقدمه را هم مصریها در مقدمه منطق الشفاء چاپ کردهاند. در آنجا بوعلی خیلی میدانداری میکند و میگوید کتابهای دیگری که من نوشتهام ـحتی مثل شفا را ـ بر طبق مذاق قوم نوشتهام و در آنها از یونانیها پیروی کردهام؛ برای اینکه من دیدم افکار ارسطو مُد روز است و نمیشود از آن تخلف کرد و حتی اگر در جایی از خودم عقیدهای داشتم مجبور شدم که
[١] . اسفار ج ٣، ص ١٨٠ (مرحله ٧، فصل ٣٩).