درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤ - زمان اول و آخر ندارد
آن معنی ندارد.
جواب شقّ اول اشکال اول
جواب این اشکال واضح و روشن است و در ضمن مطالب فصل قبل گفته شد[١] . آنجا گفتیم: معیت ذات حق با اشیاء، با سایر معیتها فرق دارد. معیت ذات حق با اشیاء معیت قیومیه است؛ و هو معکم أینما کنتم. در معیاتِ دیگر معیت طرفینی است (مثلا اگر الف با ب معیت دارد ب هم با الف معیت دارد) ولی در معیت خداوند با اشیاء این طور نیست؛ او با اشیاء هست ولی اشیاء با او نیستند و لهذا او «قَرُبَ إلی الأشیاء فی عین بُعده عن الأشیاء و بَعُدَ عن الأشیاء فی عین قربه إلی الأشیاء»؛ از یک طرف قرب است و از طرف دیگر بعد و اینها در ذات باری تعالی با یکدیگر منافات ندارند.
بنابراین حق تعالی تقدم دارد بر اشیاء و در عین حال معیت دارد با اشیاء. اگر ما میگوییم «حق تعالی با زمانِ متقدم معیت دارد» لازمهاش این نیست که خداوند تقدم زمانی داشته باشد بر زمان متأخر.
پس جواب این است: خداوند با زمانِ متقدم هست ولی فی الزمان المتقدم نیست. معیت خداوند با اشیاء به فیüئیت بر نمیگردد، بلکه معیت قیومیه است، ولی معیت امور زمانی به فیئیت برمیگردد. در معیتی که به فیئیت برمیگردد اگر شیء با متقدم معیت داشته باشد عینا همان شیء نمیتواند با متأخر معیت داشته باشد، ولی معیت قیومیه معیت احاطیه است[٢] .
تقریر اول شق دوم اشکال اول
شق دوم را به دو صورت میتوان تقریر کرد[٣] .
تقریر اول: اگر زمانِ متقدم تقدم داشته باشد بر زمان متأخر، میگوییم: معنای تقدمِ زمان متقدم بر زمان متأخر این است که زمانِ متقدم در زمانی است که آن زمان تقدم دارد
[١] . آنجايی كه جواب فخرالدين رازی را میداديم.
[٢] . اينها مسائلی است كه در الهيات مطرح شده و اگرچه مطالب خوب و مهمی است ولی ذكر آنها دراينجا تكرار است. اگر كسی بخواهد اسفار را تلخيص كند بايد از اين اشكال تا آخر فصل را حذف كند.
[٣] . همان طور كه حاجی در حاشيه گفتهاند.