درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - زمان اول و آخر ندارد
درسهای اسفار، ج ٤، ص: ظ١١٦
کثرت نامتناهی محال نیست؛ مثلا اگر ارواح یا ملائکه نامتناهی باشند محال نیست. همچنین کثرت نامتناهی مترتب هم محال نیست؛ وجود عدد غیرمتناهی بالفعل محال نیست. بله اگر کثرتِ نامتناهی مترتب، اجتماع و معیت در وجود داشته باشند این، محال است. بنابراین، تعاقب امور کثیره مترتبه نامتناهی محال نیست. پس اینکه هر زمانی مستلزم زمانی قبل از خود باشد (به این معنا که اجزاء زمان متعاقب باشند و در ظرف و مرتبه وجودِ این جزء، آن دیگری معدوم باشد و در مرتبه وجود آن جزء، این معدوم باشد) محال نیست.
اشکال دوم[١]
مستشکل میگوید: شما میگویید خداوند با زمان قبلی معیت دارد چون در زمان قبل هم بوده است. ما میگوییم دو چیز که با یکدیگر معیت زمانی دارند احتیاج به جامع مشترکی دارند که بین آنها معیت برقرار کند. پس باید زمان دیگری فرض کنیم که آن زمانِ دیگر ملاک معیت ذات حق با زمان قبلی باشد[٢] .
جواب
جواب این اشکال هم از حرفهای گذشته روشن است. میگوییم: اولا چرا شما همین اشکال را در غیر خدا نمیآورید؟ ما اشکال را در غیر خدا ذکر میکنیم و جواب میدهیم تا مطلب روشن شود، و بعد اشکال شما را در مورد خدا جواب میدهیم.
میگوییم: اگر سعدی بر حافظ تقدم دارد زمان سعدی هم بر حافظ تقدم دارد. پس سعدی با زمان خودش معیت دارد و چون با زمان خودش معیت دارد باید زمان دیگری باشد که آن زمان دیگر ملاک معیت سعدی و زمان خودش است.
[١] . [در متن اسفار اين اشكال هم مثل اشكال قبل دو شق دارد، ولی چون شق دوم اين اشكال و جوابآن با توجه به مطالب قبل روشن است استاد شق دوم و جوابش را به تفصيل بيان نكردهاند و فقط درپايـان جواب شق اول میگويند: در بـاب زمان هم عينآ همين حرف هست.]
[٢] . اين اشكال غير از اشكال اول است. اشكال اول اين بود: زمان متقدم تقدم دارد بر زمان متـأخر وخداوند با زمان متقدم معيت دارد و چون ما مع المتقدم متقدم است پس خداوند بايد در زمان واقعشده باشد. ولی اين اشكال میگويد: چون خدا با زمان مقدم معيت دارد لازم میآيد خداوند زمانیباشد.