درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨ - در ربط حادث به قدیم
است که صورتها برای ماده بیشتر شکل مانع را دارند نه شکل شرط[١] .و گاهی میگویند «در هیولای اُولی (یعنی ماده محض، قوه محض، همان معنا که از همه مراتب طبیعت قابل انتزاع است) استعداد همه صورتها هست». ]این یعنی :[ هیولای اُولی لاتعین محض است و هرچه شیء غیرمتعینتر باشد قابلیتش برای صورتهای گوناگون بیشتر است؛ یعنی استعداد از جنبه عدمی پیدا میشود و هرچه شیء بیتعینتر باشد استعداد صورتهای مختلف در آن بیشتر است.
پس اگر ما هیولای اُولی را که مجاور عدم محض است اعتبار کنیم، چون فاقد هر فعلیتی غیر از فعلیت قوه است استعداد همه صورتهای عالم را دارد. اما وقتی هیولی متلبس به صورتی شد خاصیت این صورت این نیست که به کمک هیولی استعداد جدیدی حادث میکند، بلکه خاصیت صورت این است که جلوی همه استعدادها را میگیرد الّا یک استعداد. ]هیولای اُولی[ مثل شیئی است که در یک نقطه مرکزی قرار گرفته و برای او در ذات خودش به عدد شعاعهایی که از مرکز دایره به محیط آن میتوان کشید راه باز است، ]ولی وقتی هیولی متلبس به صورتی شد مثل این است که شما برای آن شیء[ وضعی را به وجود بیاورید که تمام راهها بر او بسته شود غیر از یک راه.
پس صورت ملاک تمانع است و صورتها با یکدیگر تمانع و تضاد دارند. دانه گندم از آن جهت که دارای ماده اُولی است استعداد انسان شدن در او هست، ولی صورت گندم امکان انسان شدن را از او گرفته است؛ همچنین با صورت گندم امکان گوسفند شدن، طلا شدن، جو شدن و... از دانه گندم گرفته شده است، همه امکانات از آن گرفته شده است الّا یک امکان (و یا احیانا دو سه امکان) و آن امکان خوشه گندم شدن است.
پس این استعدادها حادث نیستند که بگویید «این استعدادها از کجا پیدا شدهاند؟» بلکه استعداد مثل قوّه از جنبه عدمی پیدا میشود؛ هرچه شیء از نظر صورت ضعیفالوجودتر باشد امکانِ «شدن» در آن بیشتر است و هرچه قویالوجودتر باشد امکانِ «شدن» از نظر عرْضی برای آن محدودتر میشود و از نظر طولی ممکن است بیشتر شود[٢] ؛ مثلا اگر یک شیء فلان معدن شد امکان اینکه معدنهای دیگر بشود از او گرفته میشود، بعد که گیاه شد امکانهای بیشتری از او گرفته میشود، بعد که حیوان شد
[١] . مرحوم آخوند اين مطلب را در باب ماهيت و ظاهرا در بعضی جاهای ديگر نيز تأييد كردهاند.
[٢] . گرچه در اينجا «بيشتر» معنی ندارد.