درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - در ربط حادث به قدیم
برای ماده شخصیتی و حکمی در مقابل صورت قائل نبوده[١] و قائل به قدیمی در عالم نبوده بلکه صورت را که حادث میدانسته، به تبع صورت ماده را نیز حادث میدانسته) و یا باید بگوییم تصور ارسطو در باب ماده و صورت تصور غلطی بوده است؛ یعنی گو اینکه در کلمات ارسطو این مطلب مطرح نشده است[٢] که ترکیب ماده و صورت انضمامی است، ولی در عمق فکر ارسطو این بوده است که ترکیب ماده و صورت انضمامی است و ماده شخصیتی مستقل دارد.
روح جواب آخوند
پس روح جواب مرحوم آخوند این است که این مسأله برمیگردد به اینکه رابطه ماده و صورت اتحادی است. البته ایشان در اینجا به این بیانی که من تشریح کردم تشریح نکردهاند بلکه همین مقدار گفتهاند که نحوه وجود هیولی از قبیل نحوه وجود جنس است؛ یعنی هیولی در خارج همان صورت است در حالی که آن را مبهم اعتبار کردهایم و وقتی چنین شد نمیتواند حکمی جدا از حکم صورت داشته باشد.
یک تذکر
اینجا باید مطلبی را تذکر بدهم: اینکه ما میگوییم «هر وجود مبهمی از آن جهت که آن را در مقابل یک وجود متعین در نظر بگیریم ماده نام دارد» نباید اسباب اشتباه بشود که کسی بگوید «ماده به معنی امر مبهم است و صورت به معنی امر متعین؛ پس هر جا در عالم امر مبهمی داشته باشیم آن را ماده مینامیم و هر جا امر متعینی داشته باشیم آن را صورت مینامیم. پس هر جنسی ماده است و هر فصلی صورت»؛ چنین نیست، بلکه مطلب از این قرار است که وقتی شیء را از جنبه بالقوه بودن و بالفعل بودن در نظر میگیریم، از آن حیث که این شیء خودش خودش است و ماهیتی است که هست و فعلیتی از فعلیات است صورت است، و از آن حیث که این شیء میتواند شیء دیگر باشد ماده است، ولی باز نه به این معنا که مرزی در میان باشد و قسمتی از این شیء صورت باشد و قسمت دیگر ماده، بلکه این یک تحلیل عقلی است؛ یعنی این شیء نحوه وجودی
[١] . در اين صورت ماده تقريبا حكم معنای حرفی را پيدا میكند.
[٢] . اين مطلب در كلمات شيخ هم مطرح نشده است.